تبليغاتX
اندیشه آزاد
+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 14:29 |
 

احمد زید‌آبادی دبیرکل سازمان ادوار تحکیم وحدت، به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت دائمی از فعالیت‌های سیاسی محکوم شده است.

یک منبع آگاه که نخواست فاش شود، امروز دوشنبه به رادیو زمانه گفت که حکم آقای زید‌آبادی در روز‌های آینده به طور رسمی ابلاغ خواهد شد.

در صورت ابلاغ رسمی این حکم به محمد شریف، وکیل آقای زید‌آبادی، این سنگین‌ترین حکم برای یک فعال سیاسی بازداشت شده در حوادث پس از انتخابات خواهد بود.

مقام‌های قضایی تاکنون درباره میزان محکومیت زید‌آبادی اظهارنظری نکرده‌اند.

احمد زید‌آبادی، دبیر کل سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی است که در حوادث پس از انتخابات ایران دستگیر شد و بیش از چهار ماه است که در زندان به سر می‌برد.

۱۹ آبان ماه، مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی در گفتگو با رادیو زمانه از تعویق آزادی همسرش، باوجود تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی خبر داده بود.

۹ تن از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت در حوادث پس از انتخابات دستگیر شده و اکنون در زندان به‌سر می‌برند.

احمد زید‌آبادی و عبد‌الله مومنی، دو عضو ارشد این سازمان در روز‌های نخست اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات، دستگیر و زندانی شده‌اند.

علاوه بر این دو نفر؛ حسن اسدی زیدآبادی، محمد صادقی، حجت شریفی، سلمان سیما، کوهزاد اسماعیلی، موسی ساکت، نفیسه زارع کهن و مهرداد بزرگ، دیگر اعضای زندانی سازمان ادوار تحکیم هستند.

سازمان ادوار تحکیم وحدت از تشکل‌های منتقد دولت محمود احمدی‌نژاد و نظام جمهوری اسلامی به‌ شمار می‌رود.

۱۷ آبان ماه نیز فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) اعلام کردند که نگران «شکنجه و بدرفتاری» با اعضای بازداشت‌شده سازمان ادوار تحکیم وحدت هستند.‫

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 14:3 |
 

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی از «تهمت‌ها و تحقیر‌ها» علیه اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری پس از انتخابات به شدت انتقاد کرده است.

آقای لاریجانی در مراسم پایانی دومین دوره جوایز ادبی جلال آل‌احمد پرسیده که «این همه تهمت و تحقیر» پس از انتخابات علیه آقای هاشمی، با چه «انگیزه‌ای» صورت گرفته و «فایده» آن چه بوده است؟

این برای نخستین‌بار است که یک مقام بلند‌پایه و محافظه‌کار در ایران از حملات علیه هاشمی رفسنجانی انتقاد می‌کند.

هاشمی در پنج ماه گذشته از سوی محافظه‌کاران نزدیک به دولت محمود احمدی‌نژاد با شدیدترین انتقاد‌ها مواجه بوده و برخی از اعضای خانواده وی متهم به «فساد مالی» و دخالت در حوادث پس از انتخابات شده‌اند.

حملات علیه هاشمی پس از آنکه محمود احمدی‌نژاد در مناظره‌های انتخاباتی، اتهاماتی متوجه وی و برخی اعضای خانواده‌اش کرد، آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد.

از زمانی که آیت‌الله علی خامنه‌ای در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد از «مردود» شدن برخی خواص در انتخابات سخن گفته، حملات محافظه‌کاران به رهبران اصلاح‌طلب به خصوص هاشمی رفسنجانی افزایش یافته است.

رئیس مجلس شورای اسلامی اظهار داشته که «درباره خانواده او(هاشمی) اگر حرفی هم هست، باید از مسیر خودش دنبال شود»

آقای لاریجانی در واکنش به این برخورد‌ها گفته که «آقای هاشمی بخشی از تاریخ انقلاب است؛ امام فرمود هاشمی زنده است، بنابراین انقلاب زنده است.»

رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین اظهار داشته که «درباره خانواده او(هاشمی) اگر حرفی هم هست، باید از مسیر خودش دنبال شود.»

لاریجانی در ادامه اظهارات خود از آنچه که «تحقیر» اکبر هاشمی رفنسجانی خوانده، انتقاد کرده و افزوده است: «صحبت در تحقیر اوست، بنده نمی‌گویم که ایشان مطلق است... صحبت من در این است که چرا تحقیر افراد هدف قرار گرفته است.»

نماینده قم در مجلس در بخش دیگری از اظهارات خود به اینکه انتقاد‌ها علیه دولت از سوی برخی جریان‌ها به مسائل سیاسی ربط داده می‌شود نیز اعتراض کرده است.

«درون برخی نقدها نوعی بغض وجود دارد، این روش درست زیستن نیست. فضای سیاسی کشور نیازمند نوعی روشن‌بینی و حقیقت‌یابی است»

او گفته که «درون برخی نقدها نوعی بغض وجود دارد، این روش درست زیستن نیست. فضای سیاسی کشور نیازمند نوعی روشن‌بینی و حقیقت‌یابی است.»

رئیس مجلس شورای اسلامی به حوادث پس از انتخابات هم اشاره کرده و از نامزد‌های معترض خواسته که به اعتراض‌های خود پایان دهند.

لاریجانی گفته مسائلی که برخی نامزد‌های ریاست جمهوری مطرح می‌کنند را به «مصلحت و منافع کشور» نمی‌داند و بر این باور است که «با این روش‌ها به عزتمندی کشور لطمه وارد» می‌شود.

در ایران بیش از پنج ماه است که بر سر اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، اعتراض‌ها ادامه دارد و برخی محافظه‌کاران، رهبران جریان اصلاح‌طلب را عاملان این «اعتراض‌ها و ناآرامی‌ها» دانسته و خواستار محاکمه آنها هستند.

 
+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 14:1 |

رادیوفردا: علیرضا زاکانی، نماینده اصولگرای مجلس و یکی از اعضای کمیته شش نفره مجلس برای رسیدگی به حوادث پس از انتخابات، با وجود انتقاد شدید از میرحسین موسوی در نپذیرقتن نتایج انتخابات، تصریح کرد که نظرسنجی‌های وزارت اطلاعات و وزارت کشور و نیز جمع‌بندی شورای عالی امنیت ملی حاکی از آن بود که انتخابات به دور دوم کشیده می‌شود.

این عضو کمیته شش نفره مجلس برای پیگیری وقایع پس از انتخابات، درباره نظرسنجی‌های روزهای منتهی به انتخابات گفت: «تمام نظرسنجی‌ها حتی نظرسنجی جهاد دانشگاهی که نوع نگاهش مشخص است، پیش از انتخابات نشان می‌داد که احمدی‌نژاد در دور اول پیروز انتخابات خواهد بود اما درست در روز پنجشنبه ۲۱ خرداد دو نظرسنجی از سوی وزارت کشور و وزارت اطلاعات که دو نهاد وابسته به دولت بودند، منتشر شد که نشان می‌داد انتخابات به دور دوم کشیده می‌شود و جالب اینکه شورای امنیت ملی هم بر اساس جمع‌بندی تمام این نظرسنجی‌ها اعلام کرد که انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد.»

علیرضا زاکانی که به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق روز یکشنبه در این دانشگاه سخنرانی می‌کرد، همچنین جریان‌هایی از وزارت اطلاعات را به خط‌ دهی به معترضان متهم کرد و گفت: «بعد از انتخابات نیز مشخص شد که در درون وزارت اطلاعات نیز جریاناتی بودند که سرخط‌هایی برای هدایت آشوب‌های بعد از انتخابات می‌دادند و این نشان می‌دهد که جریان رقیب از تمام امکانات خود استفاده کرد تا به نظام ضربه بزند.»

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران، در روزهای پی از انتخابات چند تن از مدیران کل وزارت اطلاعات را برکنار کرد.

عضو کمیته پیگیری مجلس، درباره ابلاغ احکام کمیته شش نفره برای رسیدگی به حوادث پس از انتخابات گفت: «بعد از انتخابات قرار بود احکام این هیئت شش نفره را بنویسند در ابتدای برگه‌ها جمله تبریک انتخابات نوشته شده بود که وقتی برگه‌ها را بردند و آوردند که به ما بدهند این جمله تبریک خط خورده بود.»

وی افزود: «از آقای کاتوزیان پرسیدم چرا این جمله خط خورده گفتند من اطلاعی ندارم اطرافیان آقای لاریجانی این کار را کردند. دلیلش را پرسیدم گفتند می‌گویند تقلب شده است من اعتراض کردم که علی‌الظاهر شما می‌خواهید سناریویی را بازی کنید و ما را اجیر خود بگیرید.»

آقای زاکانی تصریح کرد: «البته جالب توجه است که این افراد در همان روزی که حامیان موسوی به راهپیمایی در میدان انقلاب تا میدان آزادی آمده بودند در مجلس خوشحالی می‌کردند.»

علیرضا زاکانی سپس از این اتفاقات ابراز تأسف کرد و گفت: «بیچار‌گی‌های ما از آنجا آب می‌خورد که آنهایی که مال انقلاب هستند خود گرفتار فتنه شده‌اند.»

وی در تأیید حرف آیت الله خامنه‌ای در نماز جمعه ۲۹ خرداد ماه که تقلب را در انتخابات را غیرممکن دانسته بود، گفت: «آنچه که برای ما مهم است شفاف‌سازی و بصیرت‌بخشی به اجتماع است که باید آن را از همین مسئولان شروع کرد و دایره‌ بعد مردم هستند اینها یا نمی‌دانند تقلب چیست یا نمی‌دانند ۱۱ میلیون یعنی چه؟ که تقلبش چه امکانی می‌خواهد.»

رهبر جمهوری اسلامی، در نخستین نماز جمعه پس از اعلام نتایج انتخابات، شائبه تقلب در انتخابات را رد کرده و به معترضانی که دست به تظاهرات میلیونی زده بودند، هشدار داده بود که اگر خیابان‌ها را ترک نکنند مسئول خون‌های ریخته شده خودشان هستند.

۷۵۰ رأی از ۸۰۰ رأی کارکنان صدا و سیما برای موسوی بود

این نماینده اصولگرای مجلس در بخش دیگری از سخنان خود فعالیت تبلیغی جمهوری اسلامی را ضعیف ارزیابی کرد و برای نمونه به رادیو و تلویزیون اشاره کرد و گفت: «در صدا و سیمای ما از ۸۰۰ رأی که به صندوق ریخته شده بود ۷۵۰ رأی برای آقای موسوی بود. لذا معلوم است که صدا و سیما که باید تبلیغ کند نمی‌کند و دیگران علیه ما عمل می‌کنند لذا در این مسیر از کسانی آسیب خوردیم که از جنس انقلاب نیستند اما شعار انقلابی می‌دهند.»

علیرضا زاکانی گفت: «از ویژگی‌های انتخابات ۸۸ این بود که همه‌ این جریانات با هم شدند و در کنار هم قرار گرفتند؛ یعنی از آقای ناطق نوری که جزو جریان پیرو خط امام و رهبری بود تا نهضت آزادی، دوم خردادی، معاندین و ضد انقلاب کنار هم قرار گرفتند و در مخالفت با آقای احمدی‌نژاد اتحاد کردند لذا تشویق و مشارکت می‌کردند که حضور شما باعث می‌شود فرصتی برای ما ایجاد شود که مسیری که نظام جمهوری اسلامی دارد را تغییر دهیم.»

عضو کمیته پیگیری مجلس همچنین اظهار داشت که محسن رضایی، یکی از نامزدهای انتخابات در جلسه‌ای که با این گروه داشته است گفته است که «مطابق با آمار اعلام شده، تا ساعت ۵ بعدازظهر، تنها ۱۷ میلیون تعرفه مصرف شده و مصرف ۲۱ میلیون تعرفه تنها در چند ساعت باقی‌مانده ممکن نیست و آراء ۳۲ میلیون رأی بوده است».

وی همچنین گفت که داود دانش جعفری، نماینده محسن رضایی، در نشست نمایندگان کاندیداها با رهبر جمهوری اسلامی، از آیت‌الله خامنه‌ای به دلیل حمایت از محمود احمدی‌نژاد در جریان انتخابات انتقاد کرده است.

علیرضا زاکانی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، معتقد بود برای حل اختلافات، هیئت حکمیتی به غیر شورای نگهبان تشکیل شود.

در آخرین نماز جمعه اکبر هاشمی رفسنجانی، وی از نقش شورای نگهبان در انتخابات انتقاد کرده بود.

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 13:50 |


جشنواره زوج خوشبخت ایرانی عصر شنبه با حضور رئیس جمهور در سالن اجلاس سران کنفرانس اسلامی آغاز شد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، قرار است در این جشنواره از منتخبان فعال در حوزه ازدواج قدردانی شود.

آیت الله عبدالنبی نمازی عضو خبرگان رهبری و امام جمعه کاشان و حجت الاسلام سید حسن عاملی اردبیلی امام جمعه اردبیل به عنوان فعالان عرصه ازدواج و غلامعلی حداد عادل و خانم ماهرو زاده به عنوان زوج نمونه و الگو در این همایش تکریم می شوند.

رئیس جمهور ، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان ملی جوانان در این جشنواره سخنرانی می کنند.

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 8:41 |

 به گزارش “کلمه “متن کامل این گفت و گو به شرح زیر است:

××۱۳آبان امسال مردم با برخورد های خشن  و بی سابقه نیروهای نظامی و انتظامی مواجه شدند وحجم نیروهایی که برای مقابله با تظاهرات مردم به کار گرفته شد بسیار عظیم بود به نظر شما چه نتیجه ای را از این اقدام می خواستند بگیرند؟ آیا به آن نتیجه رسیدند؟  کلا ۱۳ آبان امسال را چطور ارزیابی می کنید؟ و چه نتایجی حاصل شد؟

۱۳آبان امسال  با نحوه شرکت مردم درخیابان ها وحضور در صحنه به یک خاطره بزرگ برای مردم ما تبدیل شد. در اوایل انقلاب مراسم و روزهای گوناگونی داشتیم. به تدریج به دلیل تکرار زیاد ‏‎ٌعدم نوآوری  دور شدن از مبدا و منبع چه بسا انگیزه هایی که برای آن روزها و مراسم بود دور شدیم و فراموش کردیم چه  فضایی در کشور حاکم بوده و ارزشهای بنیادی که منجر به این مراسم و اتفاقات می شد را از یاد بردیم.

××بعد ازانتخابات روزهای تاریخی انقلاب باز تعریف و باز تفسیر شدند

جریانات رخ داده در انتخابات و پس از آن منجر یه این شد که تک تک این روزها چه آنها که تاریخی هستند و چه آنها که متعلق به تاریخ انقلاب اسلامی هستند نماد جدید پیدا کرده دوباره باز تعریف و باز تفسیر شوند که بسیار مهم است.

۱۳ آبان یاد آور سه حادثه بود که در بیانیه گفته شد. مهمترین آن اشغال لانه جاسوسی و گرفتن سفارت خانه آمریکا توسط دانشجویان خط امام بود. دلایل آن هم روشن است. مساله کودتای ۲۸ مرداد و نوع فعالیت های آمریکا در حمایت از رژیم شاه سرکوب و کشتن مردم و غارت اقتصادی کشور که در یک نمونه آن خرید وسیع اسلحه در آن زمان بود . موضوع دیگر حضور چند ده هزار مستشار آمریکایی در کشورما که به ایران بعنوان بخشی از خاک آمریکا نگاه می کردند و هر کار که می خواستند انجام می دادند.

××مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند

من به ذهنم می آید اگر به جای آمریکا انگلیس یا روسیه بود هم این اتفاق بر ضد روسیه و انگلیس رخ می داد.مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند. تسخیر سفارت آمریکا واکنشی نسبت به این مساله بود.بخصوص بعد از بردن شاه به آمریکا و پس از آن جنایاتی که مرتکب شده بود.مردم احساس عصبانیت و نارضایتی کرده و سفارت را گرفتند.توجه به ریشه های تاریخی این روز(۱۳ آبان) در طول سالیان گذشته کمی تضعیف گردید.

من برداشتم این است که درست است در این مدت با آمریکا قطع رابطه داشتیم و شاید دیگر فعالیت آمریکا جلوی چشم و ذهن جوانان نبود اما مردم ما همچنان به بنیاد ها توجه دارند.دوست دارند که کشورشان مستقل باشد و بیگانگان حضور نداشته باشند.برای همین وجه مشترک وذهنیت همه مردم که  در ۱۳ آبان به خیابان آمدند به این مساله بر می گشت.

××۱۳ آبان در خیابان علیه مردم لشکر کشی کردند

متاسفانه دخالت هایی در این قضبه (راهپیمایی ۱۳ آبان) صورت گرفت. جدا کردن مردم از یکدیگرو اعمال محدودیت برای راه سبز و جنبش سبز وضعیت تازه ای را بوجود آورد.

در درجه اول آنچه که در خیابان ها دیده شد یک لشکر کشی عظیم علیه مردم بود.من در طول تاریخ انقلاب چنین صحنه ای را ندیده بودم که این همه نیرو در جاهای حساس چیده باشند.

صبح ۱۳ آبان که از خانه به سمت فرهنگستان بیرون آمدم شاهد یک آرابش نیروی  بسیار متراکم روبروی دانشگاه تهران و همه خیابان های منتهی به خیابان آیت الله طالقانی و نقاط مرکزی شهر بودم.

همان لحظه که مردم هنوز جمع نشده بودند وآن اتفاقات نیفتاده بود به ذهنم رسید که اگر امروز یک نفر هم به خیابان نیاید این یک پیروزی برای راه سبز امید است.(آوردن آن همه نیرو) نشان می دهد چه خوفی از آن دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد.

×× کشوری که به نام اسلام اداره می شود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند

اگر واقع بینانه نگاه کنیم نباید نظام از این مساله بترسد. مسیردر کشوری که به نام اسلام اداره می شود ویک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند.

انقلاب اسلامی اتفاق افتاد که به مردم شهامت بدهد. مردم در انقلاب اسلامی از زمین سربرداشتند وچشم در چشم جهانیان دوختند. در خودشان شهامت را کشف کردند. این شهامت بود که به ما قدرت داد در ۸ سال دفاع مقدس مقابل همه نیروها بایستیم و با دادن شهدای بسیار یک میلیمتر از خاک کشور را واگذار نکنیم. در طول انقلاب سرمایه بزرگتر از این نداریم.

اولین برداشت از آن آرایش نیرو در ۱۳ آبان این است که مفهومی جز ایجاد ترس نمی تواند داشته باشد و سرمایه  بزرگ (شهامت مردم)مورد تهدید و هدف قرار دادند. درحالیکه اگربخواهیم یک ملت و کشور سرفراز و پیشرفته داشته باشیم باید بر این مساله (شهامت)تاکید کنیم و بایستیم. این همان چیزی است که در ۱۳ آبان مورد هدف قرار گرفت.

اما اگر بپرسیم آیا این هدف برای آنها حاصل شد؟ به نظر من حاصل نشد.

×× عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی می شود

حضور گسترده نیروها و بعد آن ضرب و شتم ها که در تصاویر و سایت ها منتشر شد و شاهد های بی شمار داشت مردم را اذیت کرد. به مردم خسارت وارد کردند اما مردم نترسیدند. شما اگر صحنه خیابان ها را ببینید مردم را کتک می زنند اما مردم فرار نمی کنند بلکه می روند آن طرف خیابان شعار خود را می دهند.

نتیجه بعدی این نوع برخوردها (برخورد خشن)این است که عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی می شود که راه سبز بر آن تاکید داشته است. پایبندی بر قانون اساسی و اجرای همه اصول قانون اساسی بدون دخالت واعمال سلیقه  در کشور است که باید به آن توجه داشت.

برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت در جامعه ضروری است.

اگر بخواهیم اجماع قابل توجهی برای تغییر مطلوب در کشور به سمت اهداف خوبی که تعریف شده را بین خود حفظ کنیم و پایبندی خود را به این مساله نشان دهیم باید این حداقل( پایبندی به قانون اساسی ) را حفظ کنیم و بسیار ضروری است که بگوییم ما پایبند به قانون اساسی هستیم.

مردم توجه کنند که هرچه در مقابل آنها خشونت کنند آنها نباید اسیر خشونت و احساسات شوند.برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز عقاید در جامعه ضروری است.

انقلاب شده که شجاعت  داشته باشیم و آزادی را بخواهیم

انقلاب شده که ما به اصول پایبندی داشته باشیم.انقلاب شده که ما شجاعت داشته باشیم و آزادی را بعنوان یک اصل و خواسته فطری انسان دائم بخواهیم.ما نمی توانیم از این اصول برگردیم و هر هزینه ای که لازم باشد تن می دهیم و تحمل می کنیم.

خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت آمیز و از مسیر غیرخشونت آمیزباشد

از نظر روش هم با مردم به اجماع رسیده ایم و این خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت آمیز و از مسیر غیر خشونت آمیز باشد.باید این اجماع را حفظ کنیم  و در این راه خداوند کمک خواهد کرد.

××طرح هدفمند کردن یارانه ها اکنون در کشور مطرح است و بحث مخالفت و موافقت ها زیاد بوده است.نگرانی هایی هم بین کارشناسان وجود دارد با توجه به تجربیات اجرایی که شما داشته اید نظرتان در مورد نتایج این طرح چیست؟

طرح هدفمندسازی یارانه ها اسم مثبتی دارد.در این اصطلاحی که به کار می برند تایید می کنند که پرداخت یارانه ها اجتناب ناپذیر است و از سوی دیگر می گویند که می خواهیم یارانه ها را هدفمند کنیم.اما در برخی استدلال ها که برای یارانه شده و ما را به بیراهه می برد این است که برخی به گونه ای حرف می زنند که گویی یارانه مضر و زشت است در حالیکه اینگونه نیست.

در همه اقتصادهای جهان یارانه پرداخت می شود.اصل اما این است که چگونه یارانه داده شود که بهترین حاصل را برای کشور داشته باشد.برخی از کشورهای پیشرفته پرداخت یارانه را به شکل وسیع در اقتصاد خود دارند.ما هم از این مساله جدا نیستیم.

باید به کسانیکه استدلال می کنند یارانه کلا بد است و باید حذف شود گفت که اشتباه می کنند.

هدفمند کردن یارانه ها بیش از آنکه حذف یارانه ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است

مشکل هدفمند کردن یارانه ها در محتوای خود لایحه ای است که به مجلس داده شد.این لایحه درواقع بیش از آنکه حذف یارانه ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است.

زمانیکه ما نفت فراوان داریم و به خاطر آن امتیازات نسبی در کشور بدست می آوریم (در اینجا بحث قیمت وفروش ارزان و گران آن مطرح نیست) به دلیل آنکه نفتی که دولت می فروشد با قیمت بین المللی متفاوت است نباید به این اختلاف قیمت  به چشم یارانه نگاه کند.این دید اشتباه است.این اختلاف قیمت در کالاهای داخلی هم وجود دارد.

اگر با این منطق به مساله هدفمند کردن یارانه ها نگاه کنیم باید به این سمت میل کنیم که پیوند ارگانیک بین اقتصاد داخلی و اقتصاد جهانی  ایجاد کنیم.در چنین حالتی انتظار است اگر قیمت حامل های انرژی  برخی کالاها و خدمات را افزایش دهیم آیا  بقیه بخش های اقتصاد خود را متاثر از اقتصاد بین الملل و قیمت جهانی می کنیم؟

آیا حاضر هستیم حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین المللی پرداخت کنیم؟

می توان این سوال را مطرح کرد که آیا حاضر هستیم  اتومبیل تولید داخل را به قیمت خارج بفروشیم یا حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین المللی پرداخت کنیم و میانگین قیمت های داخل را بر این اساس تنظیم کنیم.

نمی توان از یک طرف اقتصاد کشور را متاثر از قیمت بین المللی و قیمت نفت خلیج فارس کنیم و از طرف دیگر این فاصله در بخش های دیگر را حفظ کنیم.به طور مثال تورم ۲۵ درصدی در سال گذشته به معنای از دست دادن یک چهارم  قدرت خرید مردم بود.خوب ببینیم میانگین تورم در جهان و کشورهایی که از نظر اقتصادی موفق بودند چگومه بوده است؟

دولت می تواند از این زاویه به مسایل نگاه کند که بیشتر خدمات و کالاهایی که به مردم ارائه می دهد یا حقوقی که به مردم داده می شود و تنظیم کالای اقتصادی مردم هیچ تناسبی با وضعیت بیرون از کشور ندارد.به همین دلیل بالا بردن یکباره قیمت ها و حدف یارانه در مقابل پرداخت ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان برای هر فرد اشتباه بزرگی است که انجام می دهیم .

با اجرای لایحه هدقمند سازی یارانه ها ذائقه مردم تلخ خواهد شد

یقینا  این اقدام  اثرش را بر زندگی مردم خواهد گذاشت و ذائقه مردم تلخ خواهد شد و ممکن است شاهد مشکلات اساسی امنیتی اجتماعی و اقتصادی در کشور در سطح روستاها مردم مستضعف جامعه و در سطح تولید باشیم.
در همین رابطه من به یاد دارم که در اوایل انقلاب زمانیکه بحث قیمت پایین نفت در داخل کشور مطرح می شد معتقد بودیم از این اختیار نسبی برای ایجاد رقابت قوی در سطح جهان و اقتصاد خود استفاده کنیم.نمی خواهم بگویم هیچ نوع سیاست تعدیل یا سیاست در جهت تنظیم یارانه ها و اقتصاد نداشته باشیم اما همه این ها می تواند به صورت یک بسته سیاستی و از هم جدا نباشد.

زمانیکه قیمت حامل انرژی در کشور را بالا ببریم اثرش را در زندگی و سفره های عادی مردم خواهد گذاشت که باید تاثیر آن بر  آموزش هزینه بهداشت و درمان و… را ارزیابی کرد.

اکنون باید دید آیا مقدمات لازم برای اینکه از این سیاست ها تاثیر کمتر ببینیم تدارک دیده ایم؟یا صرفا با پخش پول و در آمد ناشی از این سیاست ها چشم دوخته ایم. در این صورت نمی توان بر مشکلات غلبه کرد.نرخ تورم بالا فایده این برنامه ها را از بین می برد و ما را با وضعیت خطرناکی مواجه می کند.

دولت حالت بی طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند

آنچه که بنده را نگران می کند نبود یک برنامه جامع همراه با نظارت دقیق مجلس است.دولت تلاش بسیار کرده که در آمد ناشی از بالا بردن قیمت حامل های انرژی را (من این  اسم را به جای هدفمند سازی یارانه به کار می برم) به صورت کلی و در یک سر فصل کلی در اختیار بگیرد.احساس می کنم این مساله منجر به آشفتگی و فساد گسترده در جامعه خواهد شد.

به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقه ای  مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده اند

در حال حاضر مشاهده می کنیم دولت و کسانیکه در اجرا هستند حالت بی طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند.گاهی اختلاف مجری با یک دستگاه دیگر که نظر دولت را ندارد  منجر به انجام ندادن کار می شود.نمونه آن مترو است.مترو جز، ضرورت های اصلی برای رفت و آمد است.با افزایش قیمت بنزین وسایل رفت و آمد عمومی مانند مترو را تقویت کند اما به دلیل اختلافات سیاسی و اختلافات سلیقه ای شاهد هستیم چند سال را از دست داده ایم و مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده اند.

برای اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها کافی است دولت با یک بخش خوب و با یک بخش بد باشد.به یک قسمت پول می دهد و به قسمت دیگر نمی دهد.

ضرورت برنامه ریزی در کشور این است که سلایق شخصی افراد را که گاهی به صورت اغراق آمیز وجود دارد کنترل شود.از اولین ضرورت ها و وظابف برای تشکیل مجالس در دوران مشروطیت تا به امروز این بوده که کنترل و ضابطه مند کردن هزینه و در آمد دولت را نظارت کند. در جمهوری اسلامی و قانون اساسی نیز بیش از گدشته به این نقش مجلس توجه شد.

اکنون اگر این بودجه(در آمد حاصل از حذف یارانه ها و افزایش قیمت حامل های انرژی )از نظارت دقیق مجلس خارج بماند نتیجه حاکم شدن سلیقه شخصی  و ریخته و پاش فراوان است.

مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود؟ندارند

هنوز مردم در جریان حساب ذخیره ارزی و نحوه خرج کرد آن نیستند.اینکه چطور از حساب ذخیره هزینه شده شفاف نبوده و مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود؟ندارند.این مسایل هنوز برای مردم جای سوال است و یا اینکه دولت موظف بوده طبق برتامه چهارم قیمت ها را در هر سال به صورت متوازن افزایش دهد و تمهیداتی بیندیشد که افزایش قیمت ها بر زندگی مردم اثر گذار نباشد.

این اقدامات انجام نشده و یک باره این طرح را به میان کشسده اند.

به لایحه هدفمند سازی یارانه ها بد بین هستم

بنده کلا به این لایحه بد بین هستم. البته برای کمتر شدن هزینه های مردم فکر می کنم مجلس با مقاومت باید حداقل نظارت خود بر هزینه ها را تثبیت کند تا اینکه از این بودجه برای عامه پروری یا تزریق پول در یک بخش ویژه مواجه نشویم. این مساله مهمی است که مردم و دست اندرکاران  که در مجلس هستند یاید نسبت به آن حساس باشند که این مساله کوچکی نیست.

 

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 8:40 |
انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۷۶: انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶، رقابت میان ناطق نوری و محمد خاتمی بود. علی خامنه‌ای، مریدان‌اش و ناطق نوری حمله‌ی اصلی خود را متوجه‌ی دوران سازندگی هاشمی رفسنجانی کرده بودند و چنان وانمود می‌کردند که خاتمی ادامه‌دهنده‌ی راه هاشمی است. راهی که به اشرافی‌گری و فساد منتهی شده و می‌شود. خامنه‌ای در سخنرانی اول سال ۱۳۷۶ در مشهد نقد خود را به پروژه‌ی سازندگی هاشمی رفسنجانی معطوف داشت:

«در دوران بازسازی، خطر دنیاطلبی بیش‌تر از همیشه است. در دوران بازسازی، ثروت‌ها انباشته می‌‏شود؛ چون دوران بازسازی، دوران تراکم کارها، دوران انباشت ثروت‌ها، دوران افزایش فعّالیت‌های اقتصادی و دورانی است که اگر کسی می‌‏تواند تلاشی بکند و حرکتی اقتصادی بکند، راه برای او باز است. در چنین دورانی، آدم‌هایی که اهل دنیا هستند، آدم‌هایی که دل‌شان در بند زخارف دنیوی است، آدم‌هایی که منافع شخصی خود را بر منافع کشور و ملت و مصالح انقلاب ترجیح می‌‏دهند، دست‌شان باز است، برای این که بتوانند خدای نکرده به‌سمت اشرافی‌گری و زراندوزی و جمع مال و منال و سوءاستفاده بروند. دوران بازسازی، دوران شکوفایی و پیش‌رفت ملت و دوران ساختن کشور است. اما در همین حال، این دوران، دوران خطرِ گرایش آدم‌های ضعیف به سمت اشرافی‌گری و تجمّل و انباشت ثروت و سوءاستفاده اقتصادی است. لذا همه باید خیلی مراقب باشند؛ هم مسوولان و هم آحاد مردم. ... این‌طور نباشد که در جامعه، عدّه‏ای دچار فقر و تنگ‌دستی و تیره‏روزی باشند، اوّلیات زندگی به دست آن‌ها نرسد؛ اما عدّه‏ای ثروت‌های افسانه‏ای درست کنند. این را اسلام نمی‌خواهد. باید جلوِ این را گرفت. ... لازمه‌ی اشرافی‌گری و تقسیم نابرابر ثروت و مایه‌ی تضییع اموال عمومی و نعمت الهی است. ... وقتی همه دیدند کسایی که فرصت‏طلبند، کسانی که پُررویند، کسانی که متجاوز و متعرّض به حقوق دیگرانند، توسّط قانون و پاس‌داران قانون جلوی‌شان گرفته می‌‏شود، به اسلام جذب می‌شوند»1.

حضور همه‌جانبه‌ی علی خامنه‌ای در انتخابات، معطوف به رد خاتمی و تأیید ناطق نوری بود. یک‌ماه بعد، در دیدار با مسوولان رژیم به آنان گفت:

«مردم می‌‏خواهند این احساس را داشته باشند که مسوولان کشور در سطوح مختلف، نسبت به موجودی کشور، امانت‌دار و امینند. این را من می‌‏خواهم از شما به‌طور جد بخواهم که مراقب باشید، این امانت و این روحیه‌ی امانت‌داری نسبت به آن‌چه که از مردم در اختیار ماست – بیت‌المال و آن‌چه که مربوط به ثروت‌های عمومی کشور است - اختلال پیدا نکند. نگذارید دشمن بتواند این طور تبلیغ کند که یک طبقه‌ی جدید و یک اَشرافی‌گری جدید، در حال شکل‏گیری است»2.

در واقع، پذیرش خاتمی به‌عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، مبتنی بر یک خطای محاسبه‌ی بزرگ بود. خامنه‌ای و محافظه‌کاران مطلقا تصور نمی‌کردند که خاتمی رای چندانی داشته باشد. فرض آن‌ها این بود که ناطق نوری قطعا به‌عنوان رییس جمهور انتخاب خواهد شد. این خطا چیزی نبود که فاصله‌ی زیادی با تصور اصلاح‌طلبان داشته باشد.

خود خاتمی هم بر این گمان بود که ۳ تا ۴ میلیون رای بیش‌تر نخواهد آورد. می‌خواست بر اساس این رای مجله‌ای تئوریک راه بیاندازد و مطمئن باشد که نشریه‌اش توقیف نخواهد شد. اما فضای انتخابات رفته‌رفته به‌شدت دوقطبی شد. مردمی که شاهد حمایت صریح آیت‌الله خامنه‌ای و کل نظام از ناطق نوری بودند، به صحنه آمدند تا به آن‌ها «نه» بگویند.

این دوره با ترور مخالفان رژیم ایران در کشور آلمان مقارن بود. به‌دنبال ترور مخالفان در آلمان، کشورهای اروپایی با استناد به اقدامات تروریستی رژیم در اروپا و نقض حقوق بشر در داخل، سفرای خود را از ایران فراخواندند. مسایل دیگری (ازجمله حمله به مقر سربازان آمریکا در عربستان سعودی) هم مطرح بود که کشور را با خطر حمله‌ی نظامی آمریکا مواجه ساخته بود. علی خامنه‌ای با توجه به این موضوع گفت:

«یکی از حرف‌های بسیار غلط این‌ها این بود که دور هم نشستند، عقل‌های‌شان را یکی کردند و گفتند برویم از دولت ایران بخواهیم که به موازین حقوق بشر احترام بگذارد! من هر چه با خودم فکر کردم که روی موضع‌گیری این‌ها چه اسمی می‌‏شود گذاشت و معنای کارشان چیست، دیدم غیر از کلمه‌ی «وقاحت»، هیچ‌چیز دیگری نمی‌‏توانم نسبت به کار آن‌ها بگویم. در بیان این مطالب، آقایان وقاحت به ‏خرج دادند. حقوق بشر؟! دولت‌های اروپایی، بیش‌ترین نقض حقوق بشر را در طول این یک قرن اخیر انجام داده‏اند. صدسال، و اگر کسی قبل از صدسال را هم پیش برود، همین است. ... به خیال خودشان، دولت ایران را می‌‏ترسانند و می‌‏گویند ما گفت‌وگوهای انتقادی را قطع می‌‏کنیم. به درک که قطع می‌‏کنید! اگر انتقادی هست، ما از شما انتقاد داریم. اسم این گفت‌وگوها، از اوّل غلط بود. من از اوّل هم می‌‏گفتم که بگویید این گفت‌وگوها، انتقاد دوطرفه است. اگر انتقادات، انتقاد دوطرفه است، ما بیش‌تر از شما انتقاد داریم، تا شما از ما. شما چه انتقادی دارید؟ ...

مگر کسی اهمیت می‌‏دهد که این‌ها چه گفته‏اند؟ البته دست‌گاه دولتی ما که بحمدالله مواضع بسیار خوبی در مقابل حرکت‌های زشت این‌ها داشته است، از حالا به بعد هم بایستی با کمال قدرت عمل کند و در مرحله‌ی اوّل، سفیر آلمان را فعلاً تا مدّتی نباید راه بدهد که به ایران بیاید. بقیه هم که می‌‏خواهند به‌عنوان یک حرکت به اصطلاح آشتی‌‏جویانه برگردند، مانعی ندارد. خودشان رفته‏اند، خودشان هم برمی ‏گردند. دیدند که رفتن‌شان هیچ اهمیتی ندارد. این‌ها می‌‏خواهند برگردند، مانعی ندارد؛ اما در رفتن سفرای ایران به کشورهای آن‌ها، هیچ عجله‏ای نباید بشود. باید سرِ صبر و فرصت ببینند چه چیزی مصلحت است؛ هر چه که عزّت اسلامی اقتضا می‌‏کند، همان گونه عمل کنند»3.

سه روز پس از آن، خامنه‌ای طی سخن‌رانی دیگری، برخی از خودی‌ها را متهم کرد که پی‌رو دشمن شده، نظریه‌ی جدایی نهاد دین از نهاد دولت که برساخته‌ی دشمن است را در ایران انتشار می‌دهند: 

«از اوّل تشکیل این نظام تا امروز، بعضی از افراد بودند و هستند که در گوشه و کنار می‌‏نشینند و زبان انتقادشان مرتّب روی این نظام و حقایق آن باز است. اشتباه اساسی آن‌ها این است که مثل کسانی هستند که در سنگرهای خود، خواب‌شان برده است؛ بعد که از اطراف جبهه پیش‌رفت‌هایی صورت گرفته است و عدّه‏ای رفته‏اند مواضع دشمن را آن جلو جلوها گرفته‏اند، این آقا حالا از خواب پا شده است و آن جایی را که خودی‌ها گرفته‏اند، زیر رگ‌بار می‌‏گیرد؛ به خیال آن که دشمن آن جاست! آن‌جا، خودی‌هایند؛ اما این آقا خواب بوده و خبر ندارد! خواب‌ماندن در مسایل سیاسی، گاهی این‌طور نتایجی می‌‏دهد. تبلیغ، این قدر اهمیت پیدا می‌‏کند. گاهی شنیده می‌‏شود که در گوشه و کنار، کسانی اظهاراتی می‌‏کنند و حرف‌هایی می‌‏زنند و بدون توجّه، به جایی ضربه وارد می‌‏کنند. این، بر اثر عدم توجّه به وضع و محاذات سیاسی دنیا و وضع و محاذات دوست و دشمن است. نمی‌‏دانند که جبهه‌ی خودی کجاست، جبهه‌ی دشمن کجاست. ...

بعد از انقلاب تا امروز، شاید بیش‌ترین حمله‏ای که به اصول فکری سیاسی نظام جمهوری اسلامی شده است، حمله به همین عدم انفکاک دین از سیاست است. همه‌جای دنیا به این حمله کردند؛ امروز هم حمله می‌‏کنند. امروز کسانی در اطراف دنیا نشسته‏اند، کتاب می‌‏نویسند، مقاله می‌‏نویسند، به زبان‌های مختلف و در محیط‌های دور از ایران و در همه‌جای جهان، گفتار تلویزیونی ارایه می‌‏کنند؛ برای این‌که ثابت کنند دین از سیاست جداست. این قضیه‌ی عدم انفکاک دین از سیاست، در شکستن هیمنه‌ی قدرت‌های ظالم و ناحق، چه‌قدر نقش عظیمی دارد که رهای‌اش نمی‌‏کنند! روز به روز علیه قضیه‌ی عدم انفکاک دین از سیاست حرف گفته می‌‏شود، مطلب نوشته می‌‏شود. البته عدّه‏ای هم در داخل، گاهی مثل طوطی - که بی‌توجّه، چیزهایی را تکرار می‌‏کند - مانند همان حرف‌ها را تکرار می‌‏کنند. البته بعضی هم اصلا دل‌شان با بیگانگان است و دین را با کلیت خودش قبول ندارند»4.

هرچه زمان انتخابات نزدیک‌تر می‌شد، علی خامنه‌ای بر حمله‌ی خود بر کاندیدای اصلاح‌طلبان می‌افزود. او کاندیدای اصلاح‌طلبان را مورد حمایت دشمن (جهان غرب) معرفی می‌کرد و از مردم می‌خواست که به او رای ندهند. می‌گفت دشمن:

«راجع به قضیه‌ی زن جنجال درست می‌‏کنند؛ راجع به حقوق بشر جنجال درست می‌‏کنند؛ راجع به مساله‌ی دمکراسی جنجال درست می‌‏کنند؛ راجع به مساله‌ی نهضت‌های آزادی‌بخش جنجال درست می‌‏کنند، برای این‏که طرف مقابل را دچار انفعال کنند. بزرگ‌ترین اشتباه این است که ما در این قضایایی که آن‌ها جنجال درست می‌‏کنند، طوری حرف بزنیم که بخواهیم آن‌ها را راضی کنیم. این، همان انفعال است. خیلی خطاست که ما در زمینه‌ی مسایل حقوق بشر، طوری حرف بزنیم که آن‌ها راضی شوند. همان کسانی که خودشان برای حقوق بشر – به‌معنای حقیقی - هیچ ارزشی قایل نیستند؛ اما آن را چماقی کرده‏اند که بر سر جاهایی بکوبند! امریکا، سردم‌دار حقوق بشر در دنیا شده است. ... اگر ما بیاییم، برای این‌که آن‌ها را راضی کنیم، درباره‌ی زن طوری حرف بزنیم که با نظر اسلام - که مایه‌ی عزّت زن است - مخالف باشد، خطاست.

چرا باید کسانی در زمینه‌ی زن، یا در زمینه‌ی حقوق بشر، طوری حرف بزنند که گویی ما باید بکوشیم خودمان را با نقطه‌نظرهای غربی‌ها نزدیک و آشنا کنیم؟ آن‌ها اشتباه می‌‏کنند. آن‌ها باید نقطه‌‏نظرهای خود را به ما نزدیک کنند. آن‌ها باید نسبت به مساله‌ی زن و حقوق بشر و آزادی و دمکراسی، نقطه‌‏نظرهای غلط و باطل خودشان را تصحیح کنند و با نظرات اسلامی مواجه نمایند؛ نه این‌که عدّه‏ای از این‌طرف دچار انفعال شوند. ... حتی دیده شده است که دشمنان نسبت به کاندیداهای ریاست جمهوری اظهار نظر می‌‏کنند، حرف می‌‏زنند، تحلیل می‌‏کنند. می‌‏گویند این فرد به غرب نزدیک‌تر است، این فرد از اسلام بیش‌تر دفاع می‌‏کند، آن شخص کم‌تر دفاع می‌‏کند! یعنی دشمنان می‌‏خواهند در همه‌ی ‌امور دخالت کنند. ...

اگر کسی از نامزدهای ریاست جمهوری، کم‌ترین نشانه‌ی نرمشی در مقابل آمریکا، در مقابل دخالت‌های دولت‌های غربی، در مقابل تجاوزهای فرهنگی و سیاسی بیگانگان نشان دهد، همه‌ی دنیا باید بدانند که ملت ما به چنین کسی قطعا رای نخواهد داد. مردم به کسی رای می‌‏دهند که بدانند در مقابل آمریکا و افزون‏طلبی‌های دولت‌های متجاوز و پرتوقّع و خودکامه و کسانی که می‌‏خواهند اراده‌ی خود را بر ملت ایران تحمیل کنند، خواهد ایستاد و نیز در مقابل تهاجم فرهنگ بیگانه ایستادگی خواهد کرد. مردم به کسی که بیش‌تر این مواضع را از او ملاحظه کنند، بیش‌تر گرایش پیدا می‌‏کنند»5.

دو روز پیش از انتخابات خامنه‌ای کار را یک‌سره کرد و به همه گوش‌زد کرد که رای به هر یک از کاندیداها، رای به تبعیت از نظام و هم‌راهی با ولی فقیه است:

«جمع‌شدن آرای زیاد در اصل انتخابات، مهم است. این، در واقع رای به استقلال کشور و رای به تبعیت از نظام و هم‌راهی با رهبری است. مردم با این کار، دشمن را مایوس کنند و در واقع به دهان او مشت بکوبند»6.

۳۰ ماه بعد، خامنه‌ای خاطره‌ای از اولین ملاقات‌اش با خاتمی پس از انتخاب به ریاست جمهوری برای مردم تعریف کرد:

«من این خاطره را می‌‏خواهم عرض کنم: در همان روزهای اوّل، دومِ بعد از انتخابات بود که جناب آقای خاتمی از من وقت ملاقات خواستند و آمدند با من ملاقات کردند. به ایشان گفتم من نمی‌‏دانم شما در این چند روز که گرفتار مسایل انتخابات بوده‌‏اید، فرصت کرده‏اید این رادیوها را گوش کنید یا نه؟ اما من گوش کرده‏ام. این رادیوها این ‏طور وانمود می‌‏کنند که حرکت دوم خرداد، حرکتی بر ضدّ انقلاب، بر ضدّ امام و بر ضدّ اسلام بود! روش‌های تبلیغات است؛ این ‏طور حرکت می‌‏کنند. من مایلم شما در همین اوّلین صحبتی که خواهید کرد، تو دهن این‌ها بزنید و نشان دهید که نه، قضیه این‌‌طور نیست؛ راه، راه امام است؛ راه، راه انقلاب است. بعد از سه- چهار روز ایشان یک مصاحبه‌ی مطبوعاتی داشتند. بعد که ایشان با من مجدّدا ملاقات کردند، گفتند من در حال آن مصاحبه‌ی مطبوعاتی چیزهایی در ذهنم آماده کرده بودم که بگویم؛ اما همه‏اش از یادم رفت. تنها چیزی که به یادم بود، همان حرف شما بود که گفتید تو دهن این‌ها بزنید. ایشان در آن مصاحبه، تو دهن آن‌ها زد»7.

خطای محاسباتی علی خامنه‌ای و محافظه‌کاران، مانع برنامه‌ریزی برای تقلب بزرگ شده بود. درست به یاد دارم که وقتی برخی از دوستان، دو تا سه هفته‌ی پیش از روز انتخابات، نتایج نظرسنجی‌های خود را در جلسات ارایه می‌کردند، همه‌ی دوستان با شگفتی با آن‌ها برخورد می‌کردند. هیچ‌کس باور نمی‌کرد که خاتمی با هفتاد درصد آرا، در انتخابات پیروز گردد.

آیت‌الله منتظری که شاهد دخالت مستقیم آیت‌الله خامنه‌ای در انتخابات – به‌منظور انتخاب ناطق نوری - بود، ۳ روز پس از اعلام پیروز محمد خاتمی، نامه‌ای به وی نوشت و به او هشدار داد که آقا خامنه‌ای به‌هیچ‌وجه اجازه نمی‌دهد تا شما مطالبات و ترجیحات مردم را دنبال کنید. او از خاتمی خواست که جلوی رهبر بایستد، وگرنه کاری از پیش نخواهد برد8.

پاورقی‌ها:

۱. سخنرانی در مشهد ، ۱/۱/۱۳۷۶.

۲. سخنرانی در جمع مسوولان نظام ، ۶/۲/۱۳۷۶.

۳. سخنرانی کارگران و معلّمان در آستانه‌ی روز کارگر و روز معلم، ۱۰/۲/۱۳۷۶.

۴. سخنرانی ۱۳/۲/۱۳۷۶.

۵. سخنرانی در جمع خانواده‌های فرماندهان شهید، ۱۷/۲/۱۳۷۶.

۶. سخنرانی در دیدار خانواده‏هاى اسرا و مفقودان جنگ تحمیلى‏، ۳۱/۲/۱۳۷۶.

۷. خطبه های نماز جمعه ۲۶/۹/۱۳۷۸.

۸. آیت‌الله منتظری، خاطرات، صص ۷۷۵ – ۷۷۸ . پنج‌ماه بعد (۲۳ آبان ۱۳۷۶)، آیت‌الله منتظری ضمن یک سخن‌رانی عمومی به‌شدت به شیوه‌های زمام‌داری سلطنتی (سلطانی) آقای خامنه‌ای تاخت و گفت:

«من اول که خاتمی انتخاب شد، برای‌شان پیام دادم. ... این‌طور که شما پیش می‌روید نمی‌توانید کار کنید، یک نفر رییس دولت اگر وزرای‌اش، استان‌دارهای‌اش، با او هماهنگ نباشند، یک‌قدم نمی‌تواند بردارد، من پیغام دادم که من اگر جای شما بودم می‌رفتم پیش ره‌بر می‌گفتم: شما مقامت محفوظ،،احترام‌ات محفوظ، ولی ۲۲ میلیون مردم به من رای دادند، به من هم که رای دادند این ۲۲ میلیون همه می‌دانستند که رهبر کشور به کسی دیگر نظر دارد. دفترشان و خودشان و همه شخص دیگری را تایید می‌کردند، ۲۲ میلیون آمدند به ایشان رای دادند، معنای‌اش این است که ما آن را که شما می‌گویید قبول نداریم، ایشان قاعده‌اش این بود می‌رفت پیش مقام رهبری می‌گفت شما احترام‌ات محفوظ، ۲۲ میلیون به من رای دادند، انتظارات دارند و اگر بنا بشود که بخواهید در وزرای من، در استان‌دارهای من دخالت کنید، افرادی را به من تحمیل کنید من نمی‌توانم کار بکنم، بنابراین من ضمن تشکر از مردم استعفا می‌دهم، به مردم می‌گویم: ایهاالناس می‌خواهند در کار من دخالت کنند. قاعده این بود که به این‌صورت عمل نماید» (آیت‌الله منتظری، خاطرات، صص ۷۸۳ - ۷۸۴).

منبع:رادیو زمانه

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 8:37 |
به گفته فرمانده نیروی انتظامی، اتهام پزشک کهریزک که این بوده که در رسیدگی به بیمار خوب عمل نکرده‌است.

فرمانده نیروی انتظامی در رابطه با مرگ مشکوک پزشک کهریزک گفت: اتهام پزشک کهریزک که چندی پیش جان خود را از دست داده، این بوده که در رسیدگی به بیمار خوب عمل نکرده‌است.

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم با حضور در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی در رابطه با مرگ مشکوک پزشک بازداشتگاه کهریزک و اتهام او که گفته شده بود به دادسرا احضار شده بود افزود: همه چیز در اختیار قاضی است و نتایج پزشکی قانونی باید اعلام شود که این موضوع نیز زمان می‌برد.

وی افزود: گفته‌اند که این پزشک در رسیدگی به بیمار خوب عمل نکرده است اما همه چیز در اختیار قاضی است و در مورد جزییات پرونده باید از دستگاه قضایی سئوال شود
+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 8:30 |
هموطنان عزیز، در چند ماه گذشته، پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، شاهد اعتراضات مسالمت آمیز جمع کثیری از ایرانیان بودیم که خواستار پاسخ‌گویی مسوولان به سوالات خود از سلامت انتخابات بودند. متاسفانه حاکمیت، با استفاده از نیروهای گوناگونِ امنیتی، نظامی و لباس شخصیِ وابسته به جریان‌های تندرو، به جای پاسخ‌گویی به این سوالات، امکانات و نیروی خود را به کار بسته تا به هر نحو ممکن صدای این اعتراضات مردمی را خاموش سازد. در این راه گاه جمعیتِ عظیمِ پرسش‌گران را خس و خاشاک و اندک خوانده‌اند و گاه آنان را به وابستگی به دشمنی خیالی متهم ساخته‌اند. از سوی دیگر سعی کرده‌اند با جرم شمردنِ سوال، دستگیری تعداد زیادی از خوش‌نام‌ترین فعالان سیاسی، مطبوعاتی و فرهنگی کشور و عده بیشتری از مردم بی‌گناه، برگزاری دادگاه‌های نمایشی و ایجاد رعب و ناامنی جلوی طرح این سوالات را بگیرند. اسف‌بارتر از این‌ها خشونت عریانی است که نسبت به مردم بی‌گناه کوچه و خیابان و بازداشت‌شدگان بی‌پناه روا داشته شده است. متاسفانه حاکمیت و نیروهای امنیتیِ وابسته به آن، به جای اصلاحِ رویه هنوز هم در پیِ دشمن خیالی، به دستگیری و آزار فعالان سیاسی و فرهنگی و به خصوص فعالان دانشجویی می‌پردازند. در تازه‌ترینِ این برخوردها، دوست عزیزمان حجت‌الله شریفی و همسرش نفیسه زارع‌کهن و جمع دیگری از فعالان دانشجویی توسط عوامل نامعلومِ امنیتی دستگیر شده و به مکانِ نامعلومی منتقل گشته‌اند. دردناک است که در شرایطی که باز هم شاهد برخوردهای خشونت‌آمیز با اجتماعات مردمی ۱۳ آبان بوده‌ایم، سخن گفتن از نقضِ حقوقِ دست‌رسی بازداشت‌شدگان به وکیل و تفهیمِ اتهام در کمتر از ۲۴ ساعت (مصرح در اصول ۳۲ و ۳۵ قانون اساسی)، بلامحل می‌نماید. ما به عنوانِ جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف که فصل مشترکمان دوستی و آشنایی با حجت‌الله شریفی می‌باشد، ضمن شهادت به وطن‌دوستی و خیرخواهیِ او و همسرش، اعتراض شدیدِ خود را به بازداشتِ‌ غیرِ قانونی این هم‌دانشگاهیِ عزیزمان و سایر فعالانِ دانشجویی اعلام کرده، خواهان آزادی سریع و بی‌قید و شرط ایشان و سایر زندانیان سیاسی می‌باشیم. تذکر می‌دهیم که سرکوب، دستگیری و برخوردهایِ خشونت‌بار نه تنها صدایِ اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی را خاموش نخواهد کرد، بلکه بر دامنه این اعتراضات افزوده، برای حاکمیت آبرو و مشروعیتی بر جای نمی‌گذارد. امضا کنندگان: ۱. آرش آبادپور، دکترا از دانشگاه منیتوبا، ورودی ۱۳۷۵ ۱۳۸۲ دانشگاه صنعتی شریف ۲. آرشام حاتم بیکی، فوق لیسانس ، مدیر فن آوریهای پیشرفته ، ورودی ۱۳۷۶ دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف ۳. آرش محمدی نصر، کارشناسی ارشد سازه ، شریف، مهندس ارشد سازه استرالیا، ورودی ۱۳۷۴ عمران دانشگاه صنعتی شریف ۴. آرش هاشمی، دانشجوی دانشگاه مک‌گیل، کانادا، ورودی ۷۹ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف ۵. آزاده تاج پور، ارشد -CSULA، دانشجو - دانشگاه کلرمانت، ورودی ۷۶ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف ۶. ابوالفضل طاهری، دانشجو، ورودی ۸۵ علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف ۷. ابوذر شیرزاد، کارشناسی ارشد، کارشناس مالی و سرمایه گذاری، ورودی ۱۳۷۷ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف ۸. احسان ابراهیمی، دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه شیکاگو، طلای المپیاد ریاضی کشوری سال ۱۳۷۵، ورودی ۱۳۷۶ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف ۹. احمد طالبی، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران، ورودی ۷۵ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف ۱۰. احمد محصل، کارشناسی، دانشگاه شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه شریف، ورودی ۸۷ اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف ۱۱. اختای ایلغمی، دکتری دانشگاه مریلند، ورودی ۱۳۷۵ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف ۱۲. اشرف آسيدباقر، فوق ليسانس - کينگز کالج لندن، -، ورودی ۱۳۵۸ فيزيک دانشگاه صنعتی شریف ۱۳. افرا علیشاهی، دکترا، علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، محقق، دانشگاه سارلند، آلمان، ورودی ۱۳۶۹ مهندسی‌ نرم افزار دانشگاه صنعتی شریف ۱۴. امیر امین زاده، دانشجوی دکترا - دانشگاه کالیفرنیا سانتاباربارا، دانشجوی دکترا، ورودی ۷۸ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف ۱۵. امیر حسام صلواتی ، فوق لیسانس مخابرات سیستم- دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف ، دانشجو، رتبه ۱ کنکور سراسری (رشته ریاضی فیزیک) سال ۸۱ ، ورودی ۸۱ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف ۱۶. امیر رضایی، کارشناسی مکانیک دانشگاه سمنان، شرکت تیغه های فولادی- نماینده مدیریت ۱۷. امین ذکایی آشتیانی، فوق لیسانس - سوربن ، ورودی ۷۹ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف ۱۸. ایرج اکبری، فوق لیسانس - شریف، مدیر پروژه، ورودی ۷۴ صنایع دانشگاه صنعتی شریف ۱۹. بابک فرزاد، دکترا علوم کامپیوتر - دانشگاه تورنتو، استادیار دانشگاه براک - کانادا،طلا المپیاد کشوری کامپیوتر ۱۳۷۳ و ۱۳۷۲، برنز المپیاد کامپیوتر جهانی ۱۳۷۴، ورودی ۷۴ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف ۲۰. بابک لطفعلی ، فوق لیسانس- کوینز، دانشجو- دانشگاه مکگیل، ورودی ۷۸ صنایع دانشگاه صنعتی شریف ۲۱. بشیر سجاد، دانشگاه واترلو کانادا، دان
+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 8:15 |
اندکی قدّ و يه هاله
سر خوش از وضع زمانه
نفت شصت و نه دلاری
سال 60 مليارد دلاری
با سفرهای فراوان
ساخته از خود فسانه
می برد پول از خزانه
می دهد دائم حواله
می خورد از مال مردم
می پَرد بر دوش مردم
می دهد دائم شعارِ
مهرورزی ، عدل خواهی!
خلق ثروت ، محو نکبت !
دين پناهی ، سادگی ، بی قيد و بندی!
چون به جدّ ، می نگری ، امّا تمامی :
تندخويی ، جنگ خواهی!
پخش فقر و بی نوايی !
لودگی ، مردم فريبی ، بی خيالی!
هسته ای اين طبل خالی!


نامه هايی کودکانه ، سر گشاده ، احمقانه
مملو از پند و عتاب و ادّعا ، پر از کنايه
می نويسد او برای حاکمان اين زمانه !
آخر ای مجنون سر مست
هيچ آيا تا کنون امّا
مروری کرده ای بر وضع و حال اين کرانه ؟
هيچ انديشيده ای آيا
که از روی محبت
گر يکی از آن اجانب
نامه ای بهرِ تو و اين دولتِ جل الخلايق
در بيان درد و رنج و حال و روزِ مردمِ بس مفلسِ اين سرزمينِ پر بلا و
مشکلِ خاور ميانه
با همان سبک و سياقِ هاديانه
پر غرور و پر اِفاده ، پر زِ ايراد و کنايه
انشا کند ، پخشش کند
در خيلِ انبوه رسانه ، ماهواره ، روزنامه
پاسخی داری برايش ؟
آسمان امروز ديگر نيست نيلی
يادم آمد از فلسطين
از بلندی های جولان
از دلار و پول نفت و نقشِ ايران
اندرون جيب و در کاشانة آن جيره خواران


از هولوکاست وحماس و نقشه بی صهيونيستِ گوشة خاور ميانه
حرف های قلدرانه ، احمقانه ، خود سرانه
پر هزينه ، پر ضرر ، بی فايده ، بَس ناشيانه
از رجايیِ زمانه ،
باورش گشته که هست او :
يک پديده ! معجزه در اين هزاره !
يک دو سه مزدورِ پرگو
در کنارش نيز، هر دم
می روند اين سو و آن سو
می کنند از او ستايش ، همچو ناجیّ ِ زمانه
ليک امّا
اندرون مملکت آنچه نمايان
سايه شوم فساد و نکبت و فقر و فغانِ بينوايان
با دو پای کودکانه می دويدم همچو آهو
گه به اين سو گه به آن سو
دور می گشتم زخانه
در ميان مدح و روضه
اندرون بحث و شورا و کلاس و مدرسه واندر رسانه
می شنيدم دم به دم
از هر فکور و صاحب انديشه و جزئی اراده
داستانهای مخوفی بهر اين ملک فِتاده


می شنيدم
از لب شيرين پيران خردمند
مستمر اين برترين و بهترين پند :
آه ای خوش باوران کم سوادِ پر افاده
اين چنين بی فکر و تدبير و درايه
مرز و بوم و مملکت کردن اداره
آخر ای مستان قدرت ، اين روش تا کی ادامه؟
اندک اندک رفته رفته
تيرگی ، افسردگی ، بيچارگی،درماندگی
بر پهنه اين کشتی در گل نشسته ،
گشته چيره
حيف امّا کز سر خيره سری ، خود محوری ، کوته خيالی
در نگاه اين جماعت
جملگی انديشمندان زمانه
يا که مزدورِ اجانب ، عامل و بوق بيگانه
يا که اهل پول و مايه، مافيای مسکن و بانک و قاچاق ، تحت الحمايه
هر که باشند ، از برای خيرخواهی
هرچه گويند و نويسند
غير مسموع و زياده !
ای دريغ از يک جواب صادقانه! عالمانه!
آری اينک
جهل او چون تيغِ برّان
می زند از بن
نهالِ جاودانِ اقتصاد و علم و تحصيل و اراده

می شنيدم اندر اين دوران پر رنجی که دانی
رازهای تلخی از آينده اين خاکِ پاکِ باستانی

بشنو از من ، کودکِ من
از زبان مامِ ميهن :
مرز و بوم پاک ايران
پرگهر مهد دليران
خطة يکتاپرستان
سرزمين مهر و ايمان
يک رئيس جمهور نادان
کـــرد ويـــــران ! کـــرد ويـــــران ! کـــرد ويـــــران
+ نوشته شده توسط محسن در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 14:0 |


http://www.mypicx.com/uploadimg/37257348_11062009_1.jpg

روحش شاد 


http://www.freeimagehosting.net/uploads/13e80a4825.jpg


http://www.mypicx.com/uploadimg/1131788414_11062009_2.jpg

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 15:56 |

محمد نوری زاد دروبلاگ شخصی خود طی نامه ای به مقام معظم رهبری در خصوص برخی رفتارهای نا درست تعدادی از چهره های سرشناس طرفدار دولت و نیز حمایت از خاتمی و موسوی چنین نوشته است:

به نام خالق زیبایی ها
سلام به محضر رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

پدرعزیز ، برای اولین بار در تاریخ سی ساله عمر انقلاب ، و در مراسم روز قدس و سیزده آبان امسال ، نه اسراییل از ما ترسید و نه آمریکا، و البته کشوری که بسیار ترسید، کشور خود ما بود. با آنهمه تسلیحات رسمی و غیر رسمی که برای مقابله احتمالی مردم معترض به خیابانها آورده بودیم. این هشداری است برای همه ما که خواهان فردایی بهتر و شایسته تر برای این نظامیم.

در این میان، یک رخداد حتمی، پای مارا به مخاطراتی گشوده است که برون رفت از آنها، تنها و تنها به تدبیر مدبرانه شما بستگی دارد. این تنها شمایید که می توانید کشور را از این بن بست ویرانگر بدرآورید و همه را که در نابجای خود قرار گرفته اند ، سرجای خود بنشانید. من راز این تنگناها را از باب دوستی که درگوشه ای از مواضع فرهنگی کشور به کار مشغول است با شما می گویم و امید این دارم که با عنایت به شجاعت شورانگیزتان و دوراندیشی نافذتان، سرگشتگی مردم را به حلاوت حضوری مجدد و یکپارچه بدل فرمایید .

کلید راز اشاره شده را، من در جابجایی دوست و دشمن می دانم. و می گویم: از مدتها پیش به این طرف، دو مولفه دوست و دشمن، نه در خارج از کشور، که در همین داخل نظام، جابجا شده اند. و شما و ما را همین معمای پیچ در پیچ، به خطای محاسباتی در انداخته است. تلاش من در این نوشته مشفقانه، چیزی نیست الا واگشایی این سر سربسته.

تعریف دوست را باهم مرور می کنیم: دوست ما کسی ست که معتقد به باورهای دینی محکم باشد. سابقه درست و پاکی در برپایی و تداوم انقلاب داشته باشد. فراتر از بند بند قانون اساسی، در عالیترین وجه ممکن، فدایی نظام باشد. متخصص باشد. کاردان و مدیر باشد. و همیشه گوش به زنگ هرماموریتی برای برداشتن سنگی از پیش پای نظام باشد. درستکار باشد. دست کجی نداشته باشد.

برای ما، دوستی این فرد باهمین مختصات، و یا حتی با بخشی از آنها ثابت می شود.

اما دشمنان ما در داخل کیانند؟ آنان که از توفیق و سربلندی و ظهور یک به یک شایستگی های ما رنج می برند. با اجنبی ها سرو سری دارند. یا اگر ندارند، محصول رفتار و عملکردشان به سود اجانب و دشمنان خارجی ماست. سنگ انداز و تلخ گوی و آب زیرکاهند. از هیچ اقدامی چه آشکارا و چه در خفا برای آسیب زدن به ما و نظام ما دریغ نمی کنند. آرزویشان فروپاشی مقدرات فعلی نظام است و جایگزینی مقدرات دشمن پسند. خیرخواهی شان مزورانه و انتقادشان زهرآلود است.

با احتساب یک چنین رفتارهایی ست که شناسایی دشمنان ما ممکن می شود.

سئوال این که: اگر دوستان و دوستداران ما این بودند، و دشمنان ما این، تشخیصشان به یک مطالعه ممکن بود و تکلیف مارا در مراوده با آنان روشن می ساخت. متاسفانه گرفتاری این سالهای ما، ای عزیز، درهمین است که به همین مختصات ظاهری بسنده کرده ایم و بحساب خود، دوست را در جای خود نشانده ایم و دشمن را درجای خود. و با همین شاخصه های بدیهی، یکی را نواخته ایم و دیگری را رانده ایم.

ولابد با عملی کردن این فرمول متداول، کارها باید سامان می یافت. چرا که در محاسبات ما، دست دوست گشاده بود و دست دشمن بسته. دوستان را برمقدرات کشور تفوق بخشوده بودیم و دشمنان را به هزارتوی هول وهراس در انداخته بودیم. پس چه فتنه ای در اختفای جامعه ما به تولید و باز پروری اینهمه آسیب و خطا مشغول بوده است که این همه کاستی و نابخردی و پس رفت ما را احاطه کرده است؟ از اعتیاد فراگیر تا مصرف بی واهمه، تا بی کاری آزار دهنده، تا هدر دادن ثروتها، تا سرگردانی مدیریتی، تاظهور نهضتی به اسم ریاکاری، تا یاس و دلمردگی؟ غفلت ما به کجا مربوط بوده است؟ از کدامین روزنه ناغافل، و از دیرزمان، برما زخم می باریده است؟ ما که به صورت ظاهر همه تمهیدات و هوشمندی ها را بکار بسته بودیم و آیین دوست نوازی و دشمن ستیزی را نیک می دانسته ایم؟ پس چرا، و از کجا این آسیب های بناگاه بر ما باریده اند و چهره ما و نظام مارا خراشیده اند؟ خواهم گفت:

پدرگرامی:
یک اشتباه عملیاتی، و یک خطای معرفتی، از همان روزهای نخستین به جان ما در افتاد و ما را فریفت و روز به روز بنیان ما سست کرد و بنیان خود استحکام بخشید. اشتباه ما آن بود که به خیال خود منافقین تابلودار را از کشور راندیم و با راندن آنها، نگرانی مان از نفاق داخلی برطرف شد. اما به این نیندیشیدیم که فروبردن آحاد جامعه به آغوش اسلامی که در ظاهر متوقف است، ما را به ذات دین خدا راه نمی برد. به ریش و تسبیح فردی نمره دادیم و از کراوات و ادکلن دیگری نمره کاستیم. و با همین قیاس، جامعه را به اندرون بلوایی از ریاکاری ترغیب کردیم.

اشتباه ممتد ما این بود که به چاپلوسی دوستان ریاکار خود، بیش از نقد مشفقانه دوستان دیگر خود بها دادیم. و دراین داد و ستد، دوستان چاپلوس، فرصت بیشتری برای همنشینی با ما یافتند و دوستان منتقد، بخاطر همان تلخی ناخواسته سخنشان، از گردونه رفاقت ما دور افتادند. و حال آنکه خود می دانستیم: جامعه ای که نقد منصفانه را از خود دریغ کند، حکمت رشد را از خویش دریغ کرده است. و این بود که: آثار انشقاق در میان دوستان ما رخ داد.

و اینگونه شد که: آدمهای زیرک، رگ خواب ما را کشف کردند و با نفوذ در باورهای ظاهرپسند ما، به موقعیت هایی دست یافتند که هرگز در اندازه و لیاقتشان نبود. من برای این که از کلی گویی پرهیز کرده باشم  ناگزیر از بیان مصداق و مثالم. و از آنجا که خود ما در این سی سال عمر انقلاب بسیاری از آبروها را برده ایم و بر بسیاری از چهره های خدوم خود تیغ کشیده ایم، گمان نمی کنم اسم بردن این چند نفری که عملکردشان در منظر همه ما بوده است، ارکان استوار الهی را به تزلزل اندازد. کدام چند نفر؟

امروز افرادی چون آقایان حداد عادل، سعید مرتضوی، حسین شریعتمداری، صادق محصولی، محمد جواد لاریجانی، و محمد حسین صفار هرندی، با عنایت به همان تعریفی که ما از دوست برای خود آراسته ایم، دوستان مایند و برای خود ارج و قربی دارند و برو بیایی  که اولی، تمثیلی از وفاق عالمانه حوزه و دانشگاه، دومی: جوانی و عدل، سومی: ذکاوت و تیزبینی، چهارمی: شمیت اقتصادی، پنجمی: کیاست و سیاست، و ششمی: نمونه ای از یک فرد نظامی معتقد و فرهنگی است. که با کمی صرف وقت، می توان خصوصیات مشترک فراوانی نیز براین خصیصه ها افزود. من نخواستم برای اثبات نکته ای که خواهم گفت، فهرست مطولی از نام این قبیل دوستان را فراهم آورم. که اگر اینگونه بود، بایستی نام برخی از روحانیان، بخصوص امامان جمعه ای را که در نامه نخست بدانها اشاره کرده ام نیز می آوردم.

اگر صریح و صمیمی، آنسوی چهره این دوستان را ورق بزنیم، می بینیم آقای حداد عادل، تمثیلی از علم متوقف است. دوستی که با همه دارایی های علمی اش، کمتر به ذات علم مراجعه می کند. تمایل بیشترش به این است که همچنان چهره ای خواستنی باقی بماند. ورود ایشان به مجلس، این تمایل را با ضرورتی دیگر آمیخت.
 
این که می شود با ابطال صندوقهای رای به مجلس راه یافت و بعدها، در مقام نماینده مردم ، هرگز نگران ابطال صندوقی، حتی یک صندوق، نشد، و همچنان چهره ای خواستنی باقی ماند. آقای حداد عادل، از نردبان علم بالا رفته است اما از آنجا نه به ذات علم که به بام تاویل در آمده است. مردم در نگاه وی، که نماینده همه مردم ایران است، به بازتعریف موکدی نیازمند است. به زعم ایشان می شود از میان ازدحام مردمان، انگشت بدرآورد و به یکی درآن میان اشاره کرد که: تو بیا جلو! مابقی بروند سرکار خودشان. و این به خیال ایشان یعنی مردم. توقف علم مگر تعریف دیگری نیز می تواند داشته باشد؟

آقای سعید مرتضوی، درعین جوانی، نشان داد: خوف بزرگان دینی ما از ورود به عرصه قضاوت، خوف بیجایی بوده است. این جوان، بخوبی نشان داد که اگر بازی سیاست برای خود قواعدی دارد، بازی با عدل به قاعده خاصی متمایل نیست. وی با عدلی که به صحنه آورد، نشان داد که می توان تعریف متفاوتی برای آبرو خلق کرد، و لباس حق را درآورد و برتن ناحق کرد و بالعکس. ایشان با همین جوانی، نشان داد که بدل عدالت علوی را می توان بگونه ای که نیازهای ما را اجابت کند به صحنه آورد، و اصل آن را به همان دوره خود حضرت علی احاله داد. در این خصوص، بد نیست شمه ای از رویه های عدالت گستری آقای مرتضوی را از آقای ذاکانی ، دوست دیگر ما در مجلس شورای اسلامی بپرسید تا مسیر ضربه های ناغافلی که نظام می خورده است برشما عیان شود. ضربه هایی که هیچ رد پایی از آمریکا و اسراییل درآنها مشاهده نمی شود.

هیچ احدالناسی در دوستی آقای شریعتمداری و علاقه وافرش به نظام و شخص حضرتعالی تردید ندارد. آقای شریعتمداری، تمثیل دوستی است که با اطمینان می گویم: به اشتباه، به عرصه مطبوعات راه یافته است. تخصص و علقه محوری او حوزه غلیظ مسائل امنیتی است. ما در جهاد سازندگی همکاری داشتیم که مدعی بود همه بیماری ها را می شود با عسل مداوا کرد. کارش کندو داری و تولید عسل بود. از آیات قرآن و فرازهای نهج البلاغه مستنداتی برآورده بود و هرسخن محفلی را که در آن بود، به عسل و به فواید ناشناخته عسل بند می کرد. بی معطلی برای زخم پا و درد حاملگی و آپاندیس حاضرین، عسل تجویز می کرد و عجبا که کمترین تردیدی را در درستی تشخیص خود تحمل نمی کرد و مخالفان خود را به کج فهمی از قرآن و نهج البلاغه اشارت می داد.
 
دوست ما آقای شریعتمداری نیز چنین است. تا به حدی که من بعید می دانم وقتی او به یک شاخه گل نگاه می کند، آن گل را نروییده از گور یک منافق مزدور، و یا از غبار یک پیامبرسلف نداند. آقای شریعتمداری به برکت همین روحیه نافذش، بسیاری از منتقدان صادق نظام و شما را یا از هستی ساقط کرده یا آبرویشان برده یا مردمانی را که می توانسته اند هنوز دوست و دوستدار نظام باشند، به دشمنی قسم خورده بدل کرده است. وی از رنجاندن مردم، و به زعم خود: آنانی که دشمنان نظامند، به لذت ژرفی مبتلا می شود. آنچنان دو دست خود از هم واگشوده وسینه سپر کرده و از شما دفاع می کند که همه بیندیشند تنها مجاهد ناب و خالص ولایت هموست و لاغیر. و حال آنکه به زعم من، او به تناول همان لذت مورد اشاره مشغول است و اسمش را دفاع از ولایت نام نهاده است.

دوست دیگر نظام ما، آقای صادق محصولی، تمثیلی از همان کسانی است که در لباس دوست، بی آنکه نفاق آشکاری در کارشان باشد، و بی آنکه آیات قرآن از کلامشان فاصله بگیرد، و بی آنکه حفظ نظام از واجباتشان حذف شود، با زیرکی به بدنه رفاقت های مدیریتی راه یافته و اکنون به برکت همان رفاقتی که مردم ما از آن بی نصیب اند، به ثروت هنگفتی دست یافته اند.
 
بطوری که این کسب ثروت، بهیچوجه به شم اقتصادی آنان مربوط و مدیون نیست، بلکه هرچه باد برای ایشان آورده، از ناحیه همان رفاقت های همجواری است. رفاقتی که فردی ضعیف را در بزنگاهی ضروری از اختفای مورد علاقه اش بدر بیاورد و وزیر کشورش کند و بعد از پایان آن ضرورت، به همان اختفای مالوفش باز فرستد. امثال آقای محصولی، در فهرست دوستان نظام ما فراوانند. اینان در هر منصبی که قرار گیرند، بدلیل همان برکات همجواری، دست و دندان به ریشه اقتصاد کشور می برند و بنیان اعتماد مردم به نظام را ترمیم می کنند و برای شما و ما و نظام، آبرو و رشد و توسعه کشور را بنحوی که خود مشتاقند تعریف می کنند.

آقای محمد جواد اردشیر لاریجانی، نمونه ای از کسانی است که از موضع یک دوستدار خالص نظام، فقر نظام را در حوزه فهم سیاسی می دانند. و به هر مناسبت، سخنان درشت می گویند تا درشتی آن سخن، به تقویت فهم سیاسی نظام انجامد. و حال آنکه اینان با ابراز همان سخنان درشت و بی مغز، هوش و خرد ترک خورده خود را پوشش می دهند. تمثیل کسانی که به جای سیاستمداری، سیاست ورزی می کنند. اینان با اعتنا به پشتوانه خانوادگی، و نه دانش و تخصصی که بایست می داشته اند، برمنصب های کلیدی کشور می نشینند و در حاشیه های همان مناصب، و در فربه کردن کارهای مورد تعلق خود، برای نظام مجاهده می کنند. حفظ نظام برای اینان از آن روی واجب است که اگر ورق برگردد، جایی برای ابراز آن سخنان درشت اما بی مخاطب خود سراغ ندارند. این دوستان، استاد هدر دادن فرصت های بی بازگشت کشورند. استاد دشمن تراشی های بین المللی و استاد تحلیل هایی که در آنها ریزش دوستان بین المللی، مطلوبتر از کاستن دشمنی های بین المللی است. داستان دوستان و دشمنان داخلی برای اینان جای خود دارد .

آقای صفار هرندی شاید به زعم من، بلحاظ فردی از همه اینها پاکتر و ناب تر باشد. اما او تمثیلی از کسانی است که باوجود اصلح، خود را صالح تر می دانند. مسئولیتی را که شایسته اش نیستند فی الفور می پذیرند. و با علم به این که می دانند اداره وزارتخانه ای مثل ارشاد اسلامی به تخصص های ویژه محتاج است، به امید یاوری خدای متعال و ائمه معصومین و توکل به همه خوبان خدا، یک یاعلی ای می گویند و وارد کار می شوند. و هرچه که از ماههای مسئولیت شان می گذرد، آنان را همچنان برخوردار از عنایات آشکار و پنهان الهی می بینید. ضایعات، به دلیل بلد نبودن کاری که انجامش را پذیرفته اند، از پس و پیش مسئولیتشان فوران می کند اما اینان به سمت دیگری صورت برمی گردانند که: اسم اینها ضایعه نیست بلکه خدمت است و اجانب و دگر اندیشان اسمش را ضایعه نهاده اند.
 
شاید یکی از علت های فرار فرهیختگان و هنرمندان از مجامع مربوط به نظام، همین قرار گرفتن آدمهای غیرکارشناس برمصدرهایی باشد که شدیدا کارشناس می طلبند. شما را به نشست اخیرتان با دانشگاهیان ارجاع می دهم. مشاهده فرمودید با هر فراز سخن آن جوان دانشجو - که از شخص شما انتقاد داشت - حاضرین چگونه او را تایید می کردند؟ این یعنی این که: جسم دانشگاهیان را نزد شما آورده بودند اما روحشان در جای دیگر بود. امثال آقای صفار هرندی، جسم پروران این سالهای پس از پیروزی انقلابند .

پدرگرامی :
این دوستان، هرروز صبح، بهنگام خروج از خانه، روبه آسمان می کنند و با خلوص تمام رضایت خدا را از دل می گذرانند و با زمزمه آیه الکرسی اشکی برچشم جاری می کنند. صورت ظاهرشان آنچنان با معارف و معروفات دینی آراسته است که کمترین تردیدی را در دوستی آنان نمی توان باور کرد. و من معترفم اینان در هر مصداقی از مظاهر دینی خود، صمیمی و صادق اند. خیال ویرانی نظام را نه به خود، که به هفت پشت خود نیز ربط نمی دهند. اما متاسفانه هرروز که می گذرد، از پس و پیش رفتار اینان، که بسیار نیز صادقانه صورت می پذیرد، فتنه های درشت و ریز سامان می گیرد و به پروپای نظام می پیچد. این دوستان، نشانه دیگری نیز دارند. و آن این که: مطلقا از تماشای فلاکت مردمان خود، گزشی در خود احساس نمی کنند. مثلا از دقیق ترین آمار میزان اعتیاد جوانان کشورشان مطلع اند اما دانستن این آمار برای اینان با ندانستنش یکی است. و حال آنکه اینان با دانستن این ارقام خوفناک، به دلیل دوستی ریشه داری که با نظام دارند، باید پوست خود می دریده اند.

در این سی سالی که از عمرانقلاب می گذرد، بخشی از نگرانی های ما به این بوده است که: ما از کجا زخم می خوریم؟ از کجا باران بلا برما می بارد؟ ما که منافذ ورود دشمن را بسته ایم و عواملش را به وادی هول وهراس و خروج از کشور در انداخته ایم، همه امکانات مالی و موقعیت های ملی را از آنان دریغ کرده ایم، پس از کجاست که مرتب ضربه می خوریم؟ چرا آمار اعیتاد در کشور ما رتبه اول جهانی را دارد؟ چرا بیشترین مصرفها را داریم؟ و بیشترین ضایعات را؟ و بیشترین هدر دادن ثروت های ملی متعلق به نسلهای نیامده را؟ پس دوستان ما چه می کنند؟ آنان که همه اختیارات کشور با آنان است؟ دوستانی که ذکر اسما و صفات خدا از زبانشان نمی افتد و بوقت نماز به سمت سجده ای ناب و خالص و شورانگیز شتاب می کنند؟

اعتقاد من بعنوان فردی از آحاد این مردم، به این است که: ما و نظام ما و بخصوص حضرت شما، از ناحیه همین دوستان است که ضربه خورده و می خوریم. دوستانی که با تعلقات مخصوص بخود در اطراف شما و نظام ما مجتمع شده اند. شناسایی نتیجه عملکرد اینان بسیار ساده است.
 
بیایید و در یک امتحان پنهانی، این دوستان را که گزیده ای از دوستان هم طیف اند، و بعنوان مثال، همین آقای شریعتمداری را در خلوت به نزد خود فرا بخوانید و از آنها بپرسید در این مدت مسئولیتشان، چه تعداد ایرانی و غیر ایرانی بی تفاوت و مدعی و معاند را به دوستی با نظام ترغیب کرده اند؟ و حتی از آنان بخواهید دست یک نفر را بگیرند و نزد شما بیاورند و بگویند: ما این یک نفر را از دور دست ها به جانبداری از نظام آورده ایم. من با اطمینان به شما عرض می کنم که اینان، هرگز به آن یک نفر دست نخواهند یافت. البته من اینها را هوشمند تر از این می دانم که شما و مارا به یک مجلس سینه زنی مذهبی احاله دهند که: اینانند مشتاقان ما. و بعد، از آنها بپرسید به موازات این جذبی که حتما هیچ اندر هیچ است، چه تعداد از دوستان همراه و منتقد و دوستدار نظام را به ضرب تهمت ها و رانش های سخیف غیر اسلامی، به سمت دشمنان رانده، و یا به وادی بی تفاوتی در انداخته اند؟

نامه نخست مرا نمی دانم مطالعه فرمودید یا نه، اگر چه می دانم عده ای از همین دوستان مورد اشاره در اطراف شمایند و چه بسا خواستشان با خواست شما یکی نباشد و آن نامه را از چشم مبارک شما دور داشته باشند. اما باور کنید من گاه شما را در خیال خود نشانده ام در میانه ازدحامی از این دوستان که نمونه ای از آنان را اسم بردم. و شرمنده ام که بگویم: شما را درآن جمع پرهای وهوی تنها می بینم. جمعی که با هر سخن شما سر به تایید تکان می دهند و در دل، حوایج خاص خود را مرور می کنند. و گاه به سخن احساسی شما شورشی می آفرینند و اشک می ریزند و هوار می کشند اما خوب که نگاهشان می کنی می بینی درست همان کاری را می کنند که ما در این سی سال انقلاب آموزششان داده ایم و ریاکاری شان را به نرخی گزاف، قیمت گزاری کرده ایم.

من در اینجای سخن، و در نقطه مقابل، دوستانه و مشفقانه، از دوستان دیگری اسم می برم که برای نظام، و برای شخص شما، و برای شخص شما، وبرای شخص شما، و برای شخص شما، آنهم در بحرانی ترین روزهای عمر انقلاب، یک گشتی در کل کشورمان زدند و میلیونها ایرانی رمیده و پشت کرده به نظام وحتی معاندین داخلی و خارجی را در شورانگیزترین وجه ممکن، به پای رکاب شما باز آوردند: آقایان میر حسین موسوی، سید محمد خاتمی، و مهدی کروبی. صمیمانه می گویم: دوستان واقعی نظام و شما و ما، اینانند!

این سه تن، دوستان واقعی مایند که برای نظام و شخص شما اقتدار خواسته و می خواهند و به آن نیز عمل کرده اند. در عوض، همان دوستان دیرین، بخاطر بخطر افتادن متعلقاتشان، از اینان دیوی ساخته اند که تنها خود از آن می هراسند. داستان غمبار روز قدس و روز سیزده آبان امسا ، که نظام با همه تجهیزات نظامی خود به مراقبت از مردم خود تجهیز شده بود، و حوادث جانبی آن، نتیجه ضربات پنهان کسانی است که مجملی از عملکردشان را به اختصار شرح دادم. تمنای ما این است که: شخصا، این سه تن دوستان واقعی خود را فرابخوانید و با مشورت با آنان، براین زخم سرواکرده مرهم گذارید.

والسلام
فرزند شما : محمد نوری زاد
پانزدهم آبانماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 12:31 |

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 12:23 |

فرارو- رییس دولت دهم در هفته گذشته با حضور در جمع نمایندگان مجلس از تشکیل ستادی برای بر زمین زدن دولت خبر داد و گفت که رییس آن ستاد را می شناسد، اما احمدی نژاد به همین سخنان مبهم اکتفا کرد و از بیان جزییات بیشتر در این باره خود داری نمود. 

گفتمان توطئه
«اگر دست از توطئه علیه ملت برندارید اگر دست از روی اموال ملت برندارید اگر دست از سنگ‌اندازی در برابر ملت برندارید همه آنها یکی یکی به ملت بزرگ معرفی خواهند شد.» محمود احمدی نژاد پس از مناظری انتخاباتی پر تنش خود با میر حسین موسوی در اصفهان این سخنان را بر زبان آورد.

توطئه چیزی است که رییس جمهور ایران بارها به آن اشاره کرده است و همیشه از وجود دست های پنهان برای سنگ اندازی در رسیدن به اهدافش خبر داده است، توطئه در سخنان احمدی نژاد به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم می شود.

او چهار سال پیش در ابتدای ریاست جمهوری خود بار ها از توطئه رژیم صهیونیستی و آمریکا سخن گفته بود، احمدی نژاد تنها در باره ایران از واژه توطئه استفاده نمی کند او سعی می کند که توطئه های کشور های دیگر علیه هم را نیز مطرح نماید توطئه اسرائیل علیه آمریکا چیزی بود که رییس جمهور ایران آن را در سازمان ملل و در سال 2008 بیان کرد.

او یک سال پیش در سازمان ملل گفت: «حیثیت و شخصیت و حقوق مردم آمریکا و اروپا بازیچه دست عده‌ای قلیل و البته فریبکار به نام صهیونیست قرار گرفته است.» وی افزود: «عمق فاجعه آنجاست که نامزدهای ریاست جمهوری یا نخست وزیری برخی از کشورهای بزرگ قبل از جلب آرای مردم خود، برای کسب حمایت مالی و تبلیغاتی باید به دیدار آنها بروند و در جمع آنان به تعهد خود بر حمایت از آنها و پایبندی به منافع آنان سوگند بخورند و تاکید کنند.»

رییس دولت ایران در آبان ماه سال گذشته از توطئه آمریکا برای حل بحران مالی خود پرده برداشت او که در جمع مردم خرم آباد سخن می گفت در این باره اظهار داشت: «دولت آمريكا با 10 هزار و 570 ميليارد دلار بدهي، سعي دارد مشكلات اقتصادي خود را با چاپ و توزيع دلار تقلبي و بدون پشتوانه در دنيا به دوش ملت ها بياندازد.»

اوج گفتمان توطئه احمدی نژاد در مورد توطئه های خارجی در روز های پایانی سال 86 رقم خورد زمانی که او به عراق رفته بود البته این موضوع درخرداد ماه 87  رسانه ای شد وی در جمع اعضای جامعه مدرسین حوزه ی علمیه قم این موضوع را افشا نمود.

احمدی نژاد در این باره گفت: «براساس اطلاعات موثق، دشمنان طرح ربودن و ترور خادم ملت را در سفر به عراق برنامه‌ریزی کرده بودند که به فضل الهی با تغییر یکی دو برنامه در اراده و تصمیم آنها تزلزل ایجاد شد و وقتی متوجه موضوع شدند که عراق را ترک کرده بودیم و آنها همچنان مبهوت مانده‌اند».

در سخنان آن روز احمدی نژاد کشور خاصی به ربایش و ترور متهم نشد اما چندی بعد در حاشیه افتتاح "ایران کد" وی آمریکا را متهم اصلی معرفی کرد، رییس دولت نهم در این باره گفت: «بنده مطلبي را مطرح كردم كه طرف اصلي كه دولت آمريكا بود و نمي توانست هيچ پاسخي در اين باره دهد، ما خبري را در خصوص عمل دولت آمريكا داده‌ايم، اما برخي در داخل در صدد تكذيب آن هستند، ما اسناد و مداركي دراين باره داريم كه اگر آمريكا و يا كسان ديگري بخواهند آن را تكذيب كنند به طورصريح آن ها را ارائه خواهيم كرد.»

محمود احمدی نژاد پس از آخرین حضورش در نیویورک که در شهریور ماه امسال بود باز هم از توطئه خارجی سخن گفت و در فرودگاه مهرآباد اظهار کرد: «نکته دومی که برای شکستن هیئت ما طراحی شده بود، تبلیغات ناصحیح و ناجوانمردانه علیه ملت ایران بود که با بررسی رسانه ها و جهت گیری های برخی قدرت های سلطه گر انجام می شود و دریافت ما این بود که می خواهند فضای نامطلوبی را علیه ملت ایران شکل دهند و بگویند بعد از انتخابات کم نظیر و باشکوه 22 خرداد، ایران وارد دوران بی ثباتی شده و از موضع فعال در پیگیری اهداف انقلابی و انسانی دست برداشته اند.»

وی در ادامه افزود: «البته با مدیریت خوب هیئت و نمایندگان مجلس این توطئه خنثی شد و ما نسبت به 4 سال قبل از موضع بالاتری در نظر افکار عمومی قرار گرفتیم. به گونه ای که بزرگترین رسانه های عمومی جهان با ما مصاحبه کردند و هیچ رسانه ای باقی نماند.»

این موارد بخشی از اظهاراتی است که محمود احمدی نژاد در باره ی توطئه های خارجی علیه او، دولتش و دولت های دیگر ارائه کرده است، اما احمدی نژاد در راستای همین ادبیات در مورد وقایع داخلی نیز اظهار نظر می کند، با این تفاوت که او وقایع توطئه های داخلی را در راستای مسائل خارجی می بیند. 

توطئه های داخلی
او در مناظرات انتخاباتی اش تلاش کرد توطئه های داخلی را افشا نماید و قول چهار ساله خود را عملی کند، او چهار سال بود که وعده می داد مفسدان اقتصادی را معرفی می کند، و به زعم خودش بخشی از این کار را در مناظره های تلوزیونی انجام داده بود.

گفتمان توطئه از زبان رییس جمهور ایران در مورد مسائل داخلی بارها نمود پیدا کرده است هنگامی که علی کردان وزیر کشور احمدی نژاد به خاطر جعل مدرک تحصیلی در منگنه مجلس و افکار عمومی قرار داشت احمدی نژاد آن را به عنوان یک توطئه داخلی بر ضد دولتش تفسیر کرد.

در ماجرای برنج نیز که در بهار 87 با افزایش سر سام آوری روبرو شد باز هم از توطئه برای شکست دولتش سخن گفت، او داستان یک گروه مافیایی را در این جریان عامل افزایش سر سام آور قیمت های برنج دانست و معتقد بود که این گروه مافیایی با برخی از سیاستمداران نیز در ارتباط هستند.

رییس جمهور ایران آن زمان در یادداشتی نوشت: «من چند بار گفته ام که ‏برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی ‏که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در ‏انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می گیرند.»

به نظر می رسید پس از اظهارات احمدی نژاد در مناظره با میر حسین موسوی و معرفی کردن فرزندان هاشمی و ناطق نوری به عنوان مفسد اقتصادی داستان توطئه ای مافیایی پایان یابد، اما با گذشت 6 ماه از انتخابات ریاست جمهوری باز هم احمدی نژاد دم از وجود مافیای اقتصادی می زند.

رییس دولت دهم در هفته گذشته با حضور در جمع نمایندگان مجلس از تشکیل ستادی برای بر زمین زدن دولت خبر داد و گفت که رییس آن ستاد را می شناسد، اما احمدی نژاد به همین سخنان مبهم اکتفا کرد و از بیان جزییات بیشتر در این باره خود داری نمود.

این در حالی است که عموم نمایند گان مجلس که در آن جلسه حضور داشتند از وجود چنین ستادی اعلام بی خبری کردند قدرت الله علیخانی نماینده قزوین در این باره می گوید: «تاریخ مصرف این ادعا ها گذشته است و من به عنوان نماینده مجلس از ایشان خواهش می کنم اعضای این ستاد را برای یک بار هم که شده افشا کنند و طرح این مسائل را از حالت تبلیغاتی خارج نمایند.»

احمدی بیغش نیز که از نمایندگان حامی احمدی نژاد به حساب می آید با تاکید بر این که از تشکیل این ستاد بی خبر است در این باره می گوید: «کمیسیون امنیت ملی مجلس در نظر دارد تشکیل این ستاد را بررسی کند.»
 
او در ادامه اظهار داشت: «البته همان طور که رییس جمهور در نشست مشترک دولت و مجلس اعلام کرد، حتما چنین ستادی تشکیل شده است اما این ستاد یک تشکل تابلو دار وشناخته شده نیست.»

حسین کنعانی مقدم دبیرکل حزب سبز ایران در این باره نظر دیگری دارد او می گوید: «اظهارات رییس جمهور نوعی فرارفکنی و فرار به جلو است، با گفتار درمانی مشکلات اقتصادی حل نمی شود مردم انتظار دارند با اقدام عملی مشکلاتشان حل شود نه با سخنرانی و ادعا.»

مسئله ای که در این میان مسلم به نظر می رسد این است که محمود احمدی نژاد بعد از افشاگری در مناظرات انتخاباتی باز هم معتقد است که گروهی در جریان مملکت اختلال ایجاد می کند و همچنان به این رویکرد خود و تاکید بر مقوله توطئه پا فشاری می نماید اما سوال اساسی این است که توطئه گران چه هنگام به ملت معرفی می شوند؟

احمدی نژاد پیش از انتخابات و پس از مناظره با میرحسین موسوی به این نکته تاکید کرده بود که آنها را یکی یکی به ملت معرفی می کند، و در جریان مراسم تودیع رییس قوه قضائیه نیز از وجود دانه درشتان اقتصادی خبر داد باید دید که مبارزه احمدی نژاد با مافیای ثروت و قدرت به کجا ختم خواهد شد. آیا این این مبارزه به زودی به پایان خواهد رسید یا باید منتظر انتخابات آینده بمانیم؟

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 12:13 |

رادیوفردا: رئیس جمهور ایالات متحده روز پنج‌شنبه در هشداری شدیداللحن به جمهوری اسلامی در مورد پیامدهای پاسخ منفی به پیش‌نویس توافق‌نامه وین اعلام کرد که «به ایران نشان خواهیم داد که جدی هستیم».

باراک اوباما که اکنون در پایان نخستین سفر آسیایی خود در سئول کره جنوبی به سر می‌برد در نشست خبری مشترک خود با رئیس جمهور این کشور از احتمال آماده شدن «مجموعه‌ای از گام‌ها در چند هفته آینده» علیه تهران خبر داد «تا به ایران نشان دهیم که جدی هستیم».

در حالی که آمریکا و متحدان غربی‌اش تهدید کرده‌اند که در صورت پاسخ منفی ایران به پیشنهاد مبادله اورانیوم تحریم‌هایی شدیدتر گریبان‌گیر این کشور خواهد شد، در مقابل وزیر خارجه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه صحبت از تحریم‌های بیشتر علیه ایران را رد کرد و گفت که غرب از «تجارب ناکام» گذشته درس گرفته است.

اشاره منوچهر متکی، وزیر امور خارجه دولت محمود احمدی‌نژاد، به سه قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران است که تحریم‌های گسترده‌ای را بر ایران و مردم این کشور تحمیل کرده است.

مقامات جمهوری اسلامی اصرار دارند که این تحریم‌ها از سوی آمریکا و متحدانش که از جمله بانک‌ها، تجارت، مبادلات تسلیحاتی و هسته‌ای ایران را هدف گرفته‌اند تاکنون هیچ اثر سوئی بر کشور نداشته‌اند.

منوچهر متكى روز چهارشنبه با این گفته که ايران اورانيوم غنى‌شده خود را براى غنى‌سازى بيشتر به خارج از كشور نمى‌فرستد در واقع به پیش‌نویس توافق‌نامه وین پاسخ منفی داد، گرچه آمریکا در واکنش به گفته او اعلام کرد که این را پاسخ رسمی ایران تلقی نمی‌کند و در انتظار حکم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌ماند.

کشورهای غربی امیدوارند از طریق خروج بخش عمده اورانیوم غنی‌شده ایران از کشور خطر ساخت جنگ‌افزارهای هسته‌ای توسط جمهوری اسلامی را مهار کنند.

باراک اوباما در سئول ضمن اشاره به این که وقت ایران نامحدود نیست گفت: «ایران پس از چند هفته هنوز به این پیشنهاد پاسخ مثبت نداده است… در نتیجه ما گفت‌وگوهای خود را با متحدان‌مان درباره اهمیت تعیین عواقب این کار آغاز کرده‌ایم.»

بازدید دوم بازرسان سازمان ملل از فوردو

در همین حال خبرگزاری فرانسه از دومین بازدید بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از تاسیسات غنی‌سازی فوردو در روز پنج‌شنبه خبر داده است.

این خبرگزاری از قول علی‌اصغر سلطانیه، نماینده دائم ایران در آژانس انرژی اتمی، در روز چهارشنبه گفت: «این سایت [فوردو] از این پس تحت نظر آژانس خواهد بود. و محض اطلاح شما فردا هم بازدید دیگری از این سایت انجام خواهد شد.»

پس از آن که تهران وجود یک تاسیسات غنی‌سازی دیگر در خاک ایران غیر از نطنز را فاش کرد، چهار بازرس آژانس انرژی اتمی در سوم آبان‌ماه از فوردو دیدار کردند و محمد البرادعی تازه‌ترین گزارش آژانس را در همین باره منتشر کرد که به گفته کارشناسان دید چندان مثبتی به ایران نداشت.

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 11:53 |

صدای آمریکا: محمود احمدی نژاد در دومین سفر استانی، روز پنج شنبه به تبریز سفر کرد.

رسانه های دولت از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در گزارش های ساعت به ساعت این سفر، به آنچه استقبال گرم و پرشور مردم تبریز خوانده اند، اشاره کرده اند با این حال تصاویر و گزارش خبرنگاران محلی حکایت از استقبال سرد از رییس دولت دهم دارد.

ایرنا، ساعاتی قبل از سفر آقای احمدی نژاد به تبریز، خبر داده بود که ۱۱۰ خبرنگار، سفر رییس جمهوری ایران را پوشش می دهند با این حال تنها خبرگزاری مهر، گزارش تصویری این استقبال را منتشر کرده است.

هرچند شبکه سهند و شبکه های سراسری تلویزیون ایران به پخش تصاویر توده های جمعیت استقبال کننده پرداخته با این حال سایت خبری موج سبز آزادی با اشاره به این تصاویر، اعلام کرده دوربین‌های صدا و سیما اغلب به نمایش نماهای بسته پرداخته و با پخش تصاویری آرشیوی از سفرهای قبلی احمدی‌نژاد به تبریز سعی در ارائه‌تصویری غیرواقعی از حضور کمرنگ مردم داشت.

در پی وقایع بعد از انتخابات، با اینکه شهرهای بزرگ ایران نیز مانند تهران شاهد برخی اعتراض ها بودند اما به دلیل جو امنیتی حاکم، عملا شهرهای دو استان آذربایجان شرقی و غربی کمتر امکان اعتراض به وقایع بعد از انتخابات را داشتند.

سفر آقای احمدی نژاد در شرایطی برگزار شد که روز گذشته دبیر ستاد مردمی استقبال از احمدی نژاد از ساماندهی یکصد هزار نفر از اقشار مختلف مردم تبریز برای استقبال از او خبر داده بود. با این حال خیابان های خلوت تبریز و سکوهای خالی ورزشگاه محل سخنرانی رییس دولت، خبر از استقبال سرد از وی می دهد. سایت خبری موج سبز در مطلبی با عنوان «استقبال سرد از رییس دولت کودتا در تبریز» تخمین زده که حداکثر ده هزار نفر از او در تبریز استقبال کرده اند.

یک خبرنگار محلی در تبریز در گفتگو با صدای آمریکا تاکید دارد که بخش زیادی از استقبال کنندگان، دانش آموزان مدارس تعطیل شده تبریز هستند. این خبرنگار حضور پر رنگ ماموران سپاه پاسداران را اطراف آقای احمدی نژاد، موضوعی جدید می داند چرا که عموما در سفرهای استانی پیشین، نیروی انتظامی عهده دار نظم دهی به مراسم استقبال بوده است.

بر اساس تصاویری که شبکه‌ استانی آذربایجان شرقی از سخنرانی احمدی ‌نژاد پخش کرد، سکوهای ورزشگاه اغلب خالی بوده است. این در حالی است که سایت های اصلاح طلبان با انتشار عکس هایی از سفر میرحسین موسوی، جمعیت استقبال کننده از احمدی نژاد را کمتر از دیدار تبریزی ها با موسوی در خرداد گذشته عنوان کرده اند. در این میان برخی نیز حتی تماشاگران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز را بیش از استقبال امروز عنوان کرده اند

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 11:52 |

خبرنامه امیرکبیر: درپی حضور صفارهرندی در دانشگاه تربیت معلم تهران ، دانشجویان حامی جنبش سبز مانع از انجام سخنرانی وی در این دانشگاه شدند .

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این برنامه که در تاریخ 26 آبان ماه 88 توسط انجمن جعلی و موازی این دانشگاه ملقب به انجمن اسلامی 68 برگزار شده بود با حضور گسترده دانشجویان مخالف دولت کودتا مواجه شد.

در ابتدا، قرار بود این برنامه در سالن مرکزی دانشگاه تربیت معلم برگزار شود ولی برگزارکنندگان برنامه به دلیل هراس از حضور دانشجویان معترض مکان برگزاری جلسه را به سالن دانشکده ی ادبیات منتقل کردند.

لازم به ذکر است که این سالن با ظرفیت محدود از چند ساعت قبل از شروع برگزاری جلسه توسط شبه نیروهای بسیجی دانشگاه و نیروهای لباس شخصی خارج از دانشگاه اشغال شده بود. اما این ترفند نیز با حضور گسترده دانشجویان معترض خنثی شد.

از همان ابتدا برنامه درهای سالن به روی دانشجویان معترض بسته شده بود ولی دانشجویان توانستد با فشار به مسئولین دانشگاه و نیروهای بسیج وارد سالن شوند.دانشجویان به محض حضور در سالن شروع به خواندن سرود یار دبستانی و سردادن شعار مرگ بر دیکتاتور کردند. این حرکت دانشجویان با واکنش شدید نیروهای وابسته به بسیج و در مواردی به ضرب و جرح دانشجویان از جمله دبیر شورای صنفی این دانشگاه منجر شد.

با ورود صفار هرندی به سالن برگزاری جلسه دانشجویان با سر دادن شعار، هو کردن و بالا بردن پلاکاردها و روبان های سبز به استقبال او رفتند.

“مرگ بر دیکتاتور”، “نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی”، “یا حسین میرحسین”، “کروبی زنده باد موسوی پاینده باد”، “مجتهد واقعی منتظری صانعی” و … از جمله شعارهای دانشجویان بود. همچنین دانشجویان سرود های یار دبستانی و محمود خائن آواره گردی را نیز به صورت دسته جمعی خواندند.

حرکات اعتراضی دانشجویان به مدت 5/2 ساعت بدون توقف ادامه داشت و در نهایت باعث لغو سخنرانی صفار هرندی شد. در این بین اشیائی از قبیل :بطری آب ،لنگه کفش و … به سوی صفار هرندی پرتاب شد. این اقدام دانشجویان با واکنش شدید بسیج و محافظین صفار هرندی مواجه شد که به ضرب و شتم عده ای از دانشجویان پرداختند.

در بین دانشجویان عده ای از نیروهای لباس شخصی حضور داشتد که دانشجویان را به برخورد و احضار به کمیته انضباطی و دادگاه تهدید می کردند. دانشجویان در واکنش به این عده شعار “توپ،تانک بسیجی دیگر اثر ندارد” و “بسیجی واقعی همت بود و باکری” سر دادند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در پایان جلسه، صفار هرندی که موفق به سخنرانی در دانشگاه تربیت معلم نشده بود با عصبانیت و در حالی که دانشجویان شعار می دادند “صفار برو گمشو” جلسه را ترک کرد.

در نهایت دانشجویان در اعلام همبستگی با جنبش سبز ، شهدای راه آزادی و دانشجویان در بند با سرود یار دبستانی جلسه را ترک کردند.

شنیده حاکی است که حراست دانشگاه از چند روز قبل از برگزاری جلسه نسبت به حضور و شعار علیه دولت کودتا هشدار داده بود و دانشجویان را تهدید به برخورد در کمیته انضباطی کرده بود.

همچنین لازم به ذکر است که یک خانم خبرنگار که قصد تهیه گزارش از این مراسم را داشت با توهین و هتاکی نیروهای بسیج از سکوی جایگاه به پایین هدایت شد.

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 11:50 |

بازتاب: یک کارگر نانوایی که این پیامک برای او در یکی از شهرهای جنوبی استان خوزستان فرستاده شده، گفته است: من سال‌‌هاست به تهران نرفته‌‌ام، تعجب می‌کنم که این پیامک ناشناس که محتوایی امنیتی دارد، چگونه برای من فرستاده شده است؟!
در حالی که در روزهای پیش از سیزده آبان امسال، پیامک‌‌های هشداری درباره حضور نیافتن مردم در تجمعات برای برخی مشترکان فرستاده شده بود، بار دیگر، در روزهای اخیر، این پیامک‌ها برای برخی ديگر از مردم فرستاده شده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک» از استان خوزستان، در یک هفته گذشته، پیامک‌هایی هشدارآمیز با مضمون این که «مخاطب مورد نظر، شما به دلیل حضور در تجمعات سیاسی پس از انتخابات شناسایی شده‌اید و باید از ادامه این حضورها سر باز زنید» فرستاده شده است.

برخی از دریافت‌کنندگان این پیامک که شغل‌های ساده اجتماعی دارند، با ابراز تعجب از چنین پیامکی، نسبت به دريافت آن اظهار نگراني کرده‌اند.

اين گزارش مي‌افزايد: یک کارگر نانوایی که این پیامک برای او در یکی از شهرهای جنوبی استان خوزستان فرستاده شده، گفته است: من سال‌‌هاست به تهران نرفته‌‌ام، تعجب می‌کنم که این پیامک ناشناس که محتوایی امنیتی دارد، چگونه برای من فرستاده شده است؟!

گفتنی است، با توجه به این که این پیامک‌ها برای تلفن‌های همراه اول با کد خوزستان فرستاده شده، احتمال می‌رود که از راه خطوط تلفن برخی مشترکان مرکزنشین برای آنان فرستاده شده باشد!

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 11:42 |
اعتماد: نامجو، وزير تازه وارد نيرو، در آماری جالب از سمپاشي 300 سايت عليه دولت در حال حاضر خبر داد.

به گزارش فارس، مجيد نامجو كه به عنوان نماينده تام‌الاختيار رئيس‌ جمهور به شهرستان ملكان سفر كرده بود، بعد از ظهر امروز در جمع مردم اين شهرستان از موج عظيم تبليغات عليه دولت به شدت انتقاد كرد و اظهار داشت: از طرف رئيس‌ جمهور مامور هستم به شما بگويم در حال حاضر 300 سايت عليه دولت دهم سمپاشي مي‌كنند.

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 11:41 |
+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 19:3 |
 

خوراک چیست؟

شاید در وبلاگها و وب سایتهای مختلف با واژه هایی همچون “خوراک”، “خمیرمایه”، “فید” و “RSS” برخورد کرده باشید. این واژه ها معرف نوع جدیدی از خروجی اطلاعات تحت وب هستند. در این نوع از خروجی مطالب، اصل بر ساده سازی و فشرده سازی است.

اما بالا بودن سرعت بارگذاری، تنها مزیت خروجی خوراک نیست. مهمترین مزیت خروجی خوراک، قابل انتقال بودن آن می باشد.

نرم افزارها و سرویس هایی وجود دارند که می توان خروجی خوراکهای مختلف را در آنها جمع کرد و به مطالعه آنها پرداخت. یعنی شما می توانید خوراک بلاگ نوشت و چندین سایت و وبلاگ دیگر را در یک جا جمع کنید و هر وقت که این وبگاهها مطلب جدیدی داشتند، به مطالعه مطالب آنها بپردازید.

با این کار علاوه بر آنکه قادر خواهید بود به دسته بندی کردن وبگاههای مورد علاقه تان بپردازید، می توانید در صرف زمان جهت باز کردن صفحات مختلف وب صرفه جویی کنید، و در زمان کمی آخرین مطالب به روز شده چندین سایت و وبلاگ را مطالعه کنید.

از دیگر مزیتهای خروجی خوراک، عدم ف.ی.ل.ت.ر.پذیری آن می باشد. و از این طریق شما می توانید حتی به مطالب سایتهای مسدود شده نیز دسترسی داشته باشید.

چگونه آدرس خوراک وبگاههای مختلف را پیدا کنیم؟

برای پیدا کردن آدرس خروجی خوراک وبگاههای مختلف، باید در صفحه اصلی آن دنبال واژه هایی مانند “اشتراک”، “خوراک”، “خمیرمایه” و… بگردید.

علاوه بر آن نماد خروجی خوراک یک آیکن نارنجی رنگ مانند می باشد که با کلیک کردن روی آن به آدرس خوراک وبگاه راهنمایی می شوید. (البته توجه داشته باشید که امروزه رنگها و شکلهای مختلفی از این آیکن وجود دارد، که اکثر آنها در یک نقطه و دو خطی که درون مربع می بینید، مشترک هستند!)

استفاده از گوگل ریدر برای خوراک خوانی

همانگونه که اشاره شد، امروزه نرم افزارها و سرویس های بسیاری وجود دارند که به اصطلاح خوراک خوانی می کنند و به FeedReader معروف هستند. شما به کمک این سرویسها می توانید خوراکهای مورد علاقه تان را جمع آوری نمائید و به خواندنشان بپردازید. بدین ترتیب، هر بار برای خواندن مطالب وبلاگها و سایتهای مختلف، تنها کافیست به خوراک خوان تان مراجعه کنید و همه آنها را یکجا ببینید.

پیشنهاد من، استفاده از Google Reader بعنوان خوراک خوان می باشد. در ادامه نحوه استفاده از این سرویس را به زبان ساده توضیح خواهم داد:

برای استفاده از سرویس گوگل ریدر باید یک حساب کاربری Google داشته باشید. اگر چنین حسابی ندارید از اینجا می توانید بصورت رایگان صاحب یک آدرس Gmail (سرویس ایمیل شرکت گوگل) شوید که بعنوان یک حساب کاربری گوگل هم کار می کند. (اگر در پر کردن فرم ثبت نام مشکل دارید، این تصویر را ببینید.)

پس از آنکه حساب کاربری تان آماده شد، به آدرس http://google.com/reader بروید، و با وارد کردن نام کاربری و کلمه عبورتان وارد شوید.

چنانکه برای نخستین بار است وارد صفحه گوگل ریدرتان می شوید، لازم است برای شروع کار، آدرس خوراک چند وبگاه را وارد نمائید. برای این کار از سایدبار سمت چپ صفحه، روی گزینه Add subscription کلیک نمائید، و در کادر باز شده، آدرس وبگاه مورد نظرتان یا آدرس خوراک آنرا وارد کنید و گزینه Add را فشار دهید. بدین ترتیب نام وبگاه وارد شده در لیست خوراکهای شما قرار می گیرد و با کلیک روی آن می توانید آخرین مطالبش را ببینید.

البته گوگل ریدر، امکانات جانبی بسیاری علاوه بر دسته بندی کردن فیدها در اختیارتان قرار می دهد که از آن جمله می توان به به اشتراک گذاری مطالب و افزودن نکاتی به مطالب اشاره نمود.

 

+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 18:56 |
کلمه به نقل از خبرنگار موسیقی ایلنا، در این فهرست برخی خوانندگان به طور کلی از اینکه صدایشان در رادیو پخش شود ممنوع شده‌اند و نیز پخش برخی از آهنگ‌ها و ترانه‌های تعدادی از خوانندگان نیز با مانع روبرو شده است.
در این فهرست نام افرادی چون شاهین آرین، فریدون آسرایی، علیرضا افتخاری، مجید اخشابی، علیرضا افشار، محمد اصفهانی، اسماعیل‌زاده، شهرام امیری، احسان خواجه‌امیری، پاک‌نیا، محمد خواجه‌امیری، مسعود خادم، حسین زمان، کوروس سرهنگ‌زاده، ناصرعبدالهی، علیرضا عصار، فتحعلی اویسی، گلشن،  محمد نوری، کامبیر افضلی و ….. به چشم می‌خورد.
+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 18:40 |

+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 18:25 |
اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی امروز چهارشنبه 27 آبان درباره مرگ مشکوک پزشک بازداشتگاه کهریزک، گفت: با توجه به وصيت‌نامه كنار جسد پزشک وظیفه، احتمال خودكشی او بسيار است، اما بايد منتظر نظر قطعی پزشکی قانونی باشيم. احمدی مقدم ادعا می‌کند که رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک پس از احضار به دادسرا، به دلیل ترس از محكوميت زندان دست به خودكشی زده است. منابع خبری اصلاح‌طلب از جمله پایگاه اطلاع‌رسانی نوروز وابسته به حزب مشارکت و پایگاه اطلاع‌رسانی حزب اعتمادملی، نخستین بار خبر درگذشت رامین پوراندرجانی را اعلام کردند. رامین پوراندرجانی سه‌شنبه گذشته در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ به درگذشت. علت مرگ رامین پوراندرجانی «سکته قلبی در خواب» اعلام شده، اما منابع خبری اصلاح‌طلب مرگ وی را مشکوک خوانده‌اند. این درحالی است که رضاقلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی در مصاحبه‌ای با راديو فردا، احتمال بیماری فرزندش را رد کرده است. رضاقلی پوراندرجانی گفته بود که مسئولان کشور دليل مرگ رامین را به او اطلاع نداده‌اند و با وجود معاينه جسد توسط پزشکی قانونی تهران، گواهی فوت به خانواده او داده نشده است. کمیسیون بهداشت پیگیری می‌کند مسعود پزشکیان عضو فراکسیون خط امام مجلس و وزیر بهداشت دولت محمد خاتمی، مرگ رامین پوراندرجانی را «مشکوک» خوانده و گفته است: کمیسیون بهداشت مجلس، مرگ مشکوک این پزشک را از طریق دادگاه، مراجع قضایی و پزشکی پیگیری پیگیری می‌کند. پزشکیان گفت: ما درباره این موضوع از پزشکی قانونی استعلام کرده‌ایم زیرا با توجه به سن پایین رامین پوراندرجانی و نداشتن سابقه بیماری، مرگ وی بر اثر عارضه قلبی مشکوک است. پزشکیان همچنین افزود: پیگیری این موضوع در کمیسیون بهداشت مجلس درپی درخواست دانشجویان پزشکی و همکاران این پزشک ادامه دارد.
+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 18:20 |

ناظره‌ حمیدرضا جلایی‌پور، استاد دانشگاه و عبدخدایی، دبیرکل جمعیت فداییان اسلام از سوی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دردانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش ایسنا، حمیدرضاجلایی‌پور در این مناظره با بیان اینکه با انتخابات در ایران یک جنبش اجتماعی اتفاق افتاد، تصریح کرد: مقامات رسمی و دولتمردان علاقه‌ای ندارند که جنبش‌های اجتماعی رخ دهد چون به مشکل می‌افتند. خصوصا در کشورهایی مثل کشور ما که هنوز وارد تحکیم دموکراسی نشده‌اند.

وی با بیان اینکه کشورهای غربی نیز وارد مرحله تحکیم دموکراسی شده‌اند ولی در آن با بحران مواجهند، گفت: رهبران این جنبش‌ها علاقه دارند که خواسته‌هایشان تبدیل به قانون شود اما برعکس مدیران سیاسی می‌خواهند که جامعه آرام باشد که در واقع نه این امر و نه آن اتفاق می‌افتد.
جلایی‌پور با بیان اینکه بر اساس تجربه‌ 100 ساله‌ ایران پنج حالت اتفاق می‌افتد، اظهار کرد: حالت اول این است که مدیران سیاسی مصلحت‌اندیشی می‌کنند و مطالبات جنبش‌ها را به رسمیت می‌شناسند؛ لذا این جنبش‌ها موفق می‌شوند که در ایران یکی از جنبش‌های موفق جنبش تنباکو است.
این استاد دانشگاه، افزود: هدف دوم این است که مدیران سیاسی احساس می‌کنند پایگاه اجتماعی و قدرت کافی دارند؛ لذا جنبش‌ها را کنترل و یا در مراحل بعد سرکوب می‌کنند مثل قیام 15 خرداد یا جنبش‌های قومی مثل جنبش پان‌ترکیسم آذربایجان. همچنین حالت سوم این است که وقتی جنبشی رخ می‌دهد دولت یا مصلحت نمی‌داند یا فکر می‌کند که زیر سوال می‌رود و بنابراین اجازه نمی‌دهد جنبش پیروز شود ولی از آن طرف ریشه‌ی جنبش را هم از بین نمی‌برد مثل جنبش اصلاحی زمان خاتمی که پیروز یا سرکوب نشد ولی کنترل شد.
وی درباره حالت چهارم و پنجم، گفت: جامعه‌شناسان درباره این دو حالت می‌گویند وقتی جنبشی به وجود می‌آید یعنی علل و نارضایتی در جامعه وجود دارد و اگر این جنبش را سرکوب کنیم نارضایتی‌ها همچنان وجود دارد. بنابراین حالت چهارم می‌گوید مدیریت سیاسی که این جنبش‌ها را مهار می‌کنند مطالبات خوب این جنبش‌ها را به اجرا در می‌آورند تا مقبولیت آن به نام خودشان تمام شود. یعنی پیروزی این جنبش را به رسمیت نمی‌شناسند ولی مطالبات آن را خود اجرا می‌کنند. مانند انقلاب سفید در مقابل انقلاب کارگری.
جلایی‌پور گفت: حالت پنجم این است که جنبش کنترل می‌شود ولی نارضایتی‌ها و علل آن وجود دارد. جنبش اصلاحی سال 76 تا 78 مهار شد ولی به نظر می‌رسد که سال 88 بیرون زد و این یعنی بازگشت مجدد جنبش‌ها که اگر علل این جنبش‌ها دفع نشود ممکن است دوباره بیرون بزند.
این استاد دانشگاه، ادامه داد: در جوامعی که وارد مرحله‌ی تحکیم دموکراسی شد‌ه‌اند، انتخابات محل بحث نیست، یعنی انتخابات برگزار می‌شود ولی در جامعه مشکلات و شکاف‌ها وجود دارد و جنبش اجتماعی اتفاق می‌افتد. در این جوامع می‌گذارند جنبش‌ها برای تخلیه‌ خود بیان شوند اما تا جایی که به امنیت آسیبی نزند. در واقع در این جوامع رسانه‌های موافق و مخالف این جنبش‌ها را کنترل می‌کنند؛ لذا جنبش‌ها در این کشور ایده‌آلیزه نمی‌شوند یعنی نمی‌توانند دل همه‌ی مردم را ببرند.
وی در ادامه درباره چنین جوامعی، گفت: در واقع در این جوامع کارشناس‌های دولت و رهبران و فعالان این جنبش‌ها درباره مطالبات‌شان بحث می‌کنند و با ایجاد امکان گفت‌وگو در عرصه‌ی عمومی این جنبش‌ها را مهار می‌کنند که کشور آمریکا از این نظر بسیار تجربه دارد.
جلایی‌پور معتقد است: این جنبش الان ایران نیز در پنج ماه گذشته پیروز نشده، سرکوب نشده و مهار هم نشده است؛ لذا ما الان شرایط یک جنبش داریم. همین الان به آقای مهندس موسوی اجازه دهند که یک ربع در دانشگاه تهران در مورد هنر صحبت کند. در کشور ما سیاستمداران علاقه دارند این جنبش را جمع کنند و اشکال‌شان هم این است که این جنبش را نشناخته‌اند؛ اما باید گفت هر جنبشی تشکل‌های بسیج‌گردان دارد که عده‌ای را به عنوان نیرو می‌آورد و یکی از حرف‌های ما هم این است که این تشکل‌ها را نمی‌شود جمع کرد. چون این تشکل‌ها رسمی نیستند و در جاهایی مانند خانواده شکل گرفته‌اند. همه خانواده‌ها را که نمی‌توانید بگیرید. در واقع هر کسی که پشت کامپیوتر و تلویزیون بنشیند ذیل این تشکل است.
وی با بیان اینکه یک جامعه‌ قوی زیر این جامعه شکل گرفته بنابراین باید این جنبش را درمان کنند و به مطالباتش پاسخ دهند، اظهار داشت: در انقلاب‌های کاریزماتیک است که باید رهبر باشد ولی در این جنبش اجتماعی رهبری‌شان عینی نیست؛ بلکه نمادین و سمبلیک است. لذا اگر اینها را بگیرند و ببرند فرقی نمی‌کند و تعیین‌کننده نیست و مواردی مانند اینکه در روزنامه‌ای تیتر یک زده شد که "موسوی خائن است" اصلا جواب نمی‌دهد و اثری نمی‌گذارد بلکه بدتر می‌کند.
جلایی‌پور افزود: جنبش‌هایی مانند فمینیست‌ها که می‌خواهند جهان را زنانه کنند. چنین جنبشی دارای هدف رادیکالی است که به جایی نمی‌رسد؛ اما این جنبش در ایران دارای هدف حداقلی است و راه آن گفت‌وگو و روتین کردن خواسته‌های این جنبش است. در واقع این جنبش دوباره بیرون می‌آید مگر آنکه به آن پاسخ داده شود.
در ادامه این مناظره عبدخدایی دبیر کل جمعیت فداییان اسلام، گفت: تنها انقلابی که پس از انقلاب فرانسه به وجود آمده انقلاب اسلامی است.
وی با اشاره به سیر تاریخی جنبش تنباکو، اظهار کرد: تقسیم‌بندی‌های روشنفکرانه برای جنبش‌ها نکنید و گذشته را بازبینی کنید. در واقع باید گفت در جریان جنبش تنباکو یک جنبش عقلی به وجود آمد.
عبدخدایی خطاب به جلایی‌پور که گفت آمریکا در زمینه‌ی جنبش‌ها تجربیات بسیاری دارد، اظهار کرد: آمریکا یک کشور کثیرالمله است به همین دلیل باید جنبش‌های متفاوت داشته باشد.
وی افزود: آقای جلایی‌پور به دوره‌ی اصلاحات آقای خاتمی می‌گوید جنبش، ولی من به آن انقلاب سیاسی می‌گویم. خاتمی بالاتر از جنبش بود و با شعار جامعه‌ مدنی آمد و از آزادی‌هایی که حرف می‌زد همان مواردی بود که امام (ره) گفته بود و بنابراین باید گفت این یک انقلاب سیاسی بود که از درون نظام حرکت کرد و آقای خاتمی از درون نظام بود. ما آن شرایطی که در سال 76 داشتیم را الان نداریم؛ چون حرکت‌های جنبش‌ها باید مطابق آنها باشد.
دبیر کل جمعیت فداییان اسلام، با بیان اینکه امروز شخص مقام معظم رهبری محور وحدت ملی است، اظهار کرد: خود آقای خاتمی به من گفت اگر ایشان به عنوان رهبر نباشند نه من می‌مانم و نه تو.
وی با بیان اینکه انتخابات را با تخلف می‌دانم و نه با تقلب، گفت: جنبش‌ها زمانی می‌توانند پیروز شوند که هماهنگ با نظر توده‌ها باشند و اگر اینگونه نباشد نامش را شورش می‌گذارند و سرکوبش می‌کنند.
عبدخدایی افزود: در مورد این سوال که پرسیده شد می‌گویند رهبران این جنبش منافقند، پاسخ داد: نمی‌توان تهمت زد و توهین کرد. این افراد از مسوولین این کشور بودند و در زمان جنگ حضور داشتند. در فضایی که جامعه‌اش آماده‌ دموکراسی باشد و در مناظره‌ها چنان به هم تهمت بزنند همین‌طور می‌شود و من این آقایان را منافق نمی‌دانم.
در ادامه این جلسه جلایی‌پور در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در رابطه با صحبت‌های جواد لاریجانی و برخی از اصولگرایان مبنی بر این که طرفداران جنبش سبز اندک هستند، آیا به نظر شما این صحبت درست است، گفت: جنبشی که در جامعه ما به وجود آمده جنبشی فراگیر، مسالمت‌آمیز و مدنی است و به هر روش متوسل نمی‌شود و می‌توان گفت این جنبش نه پیروز، نه سرکوب و نه مهار شده است.
وی ادامه داد: علامت پیروزی این جنبش این است که 9 خواسته میرحسین موسوی به جایی برسد و باید گفت اگر آقای جواد لاریجانی معتقد است این جنبش طرفداران زیادی ندارد پس دیگر جای نگرانی نیست. برای این که ببینیم تا چه اندازه طرفدار دارد باید مجوز نیم ساعته سخنرانی به میرحسین موسوی داد. پیش‌بینی من این است که این جنبش طرفداران جدی دارد.
وی در ادامه به بیان خاطرات فعالیت‌های زمان انقلاب بهزاد نبوی پرداخت و ابراز داشت: بدترین صحنه این روزها برای من این بود که بهزاد نبوی را با آن لباس و دمپایی مقابل تلویزیون آوردند و بهترین جوانان ما امروز در زندان هستند. بنابراین من این برخوردها را تایید نمی‌کنم اما معتقدم که این جنبش هنوز مهار و سرکوب نشده است.
در ادامه عبدخدایی در جواب این سوال که آیا جامعه روحانیت و مسوولان کشور ما در مقایسه با گذشته تغییر نکرده‌اند گفت: شاهدیم که اختلافات به خانواده‌ها کشیده شده و طرفداران با تعصب خاصی با هم حرف می‌زنند. باید بگویم که شرایط امروز با جنبش تنباکو ودیگر جنبش‌های گذشته متفاوت است و حوزه نیز آن شرایط قبلی را ندارد. هم چنین تریبون‌ها نیز تغییر کرده است و به جای مساجد خبرگزاری‌ها، اینترنت و ماهواره ایفای نقش می‌کنند، اما می‌توان گفت اغلب مردم این تریبون‌ها را قبول ندارند، پس به نظر من در همه موارد شرایط تغییر کرده است.
در ادامه جلایی پور، در جواب این سوال که چطور شما می گویید خواسته‌های این جنبش 9 موردی است که موسوی مطرح کرده است در حالی که در این جنبش گرایش‌های مختلف وجود دارد؟ گفت: در هر جنبش اجتماعی و از جمله جنبش ایران گرایش‌های مختلفی وجود دارد که این موضوع در زمان انقلاب نیز وجود داشت، اما همه جنبش‌ها یک جریان اصلی دارد و شاهدیم که جریان اصلی انقلاب را امام (ره) رهبری می‌کرد ومی توان گفت جریان اصلی فعلی هم علاوه بر حواشی که دارد شخصیت‌های تاثیرگذار آن موسوی ، ناطق ، کروبی ، خاتمی و هاشمی هستند.
این استاد دانشگاه افزود: اتفاقی که در کشور افتاده است این است که بعد از 30 سال عده ای رودربایستی را کنار گذاشته‌اند و دنبال حکومت اسلامی هستند و عده‌ای هم باز رودربایستی را کنار گذاشته و حرف از جمهوری می‌زنند. اما باید بگویم که این جنبش به نظر من به دنبال جمهوری اسلامی است و باید یادآوری کنم که راه مواجهه با این جنبش تهدید و بی احترامی و خش و خاشاک نامیدن مردم نیست؛ چرا که این‌ها بخش مهمی از مردم ایران هستند.
در ادامه عبدخدایی در جواب سوالی در مورد عملکرد صدا و سیما در انتخابات اخیر گفت: من به احمدی‌نژاد رای ندادم اما معتقدم تقلب نشده است؛ چراکه 11 میلیون فاصله نمی‌تواند تقلب باشد، البته اعتقاد دارم که تخلف وجود داشته است اما با تقلب فرق می‌کند.
دبیرکل جبهه فداییان اسلام هم چنین در جواب سوالی در مورد روسیه و شعارهایی که این اواخر در مورد این کشور در ایران مطرح می‌شود گفت: روسیه امروز با آن زمان فرق دارد و امروز مبارزه نه شرقی نه غربی معنا ندارد؛ چرا که امروز شرق هم دنبال آمریکا می‌دود.
عبدخدایی هم چنین در جواب این سوال که انتخابات آزاد یعنی چه؟ گفت: من انتخابات زیاد دیده‌ام و در سال 28 در انتخابات مجلس که بعد از تیراندازی به شاه برگزار شد تقلب آن زمان این طور بود که صندوق‌ها به مدرسه سپهسالار برده شد و محافظین صندوق‌ها نیز حضور داشتند اما شبانه ارتش صندوق‌ها را به اداره فرهنگستان برد و آنها را عوض کرد و محافظان را زندانی کردند اما به نظر من در انتخابات اخیر تقلب نشده است و البته من نماینده هیچ جریانی نیستم.

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 12:21 |

درپی اظهار نظر یکی از فعالان سیاسی مبنی بر اینکه عامل ترور شهید مطهری شاگرد موسوی خوئینی ها بوده است ،علی مطهری فرزند شهید مطهری در این خصوص واکنش نشان داد .

علی مطهری در گفتگو با خبرنگار پارلمانی آریا  اظهار داشت: اعضای گروه فرقان در مساجد مختلفی تشکیل جلسه می داد و با هم صحبت می کردند که یکی از آن مساجد، مسجد نیاوران بود که زیر نظر موسوی خوئینی ها اداره می شد.

وی اضافه کرد : مساجدی که گروه فرقان در آن تشکیل جلسه می داد مسجد اعظم، مسجد نیاوران و مسجد خمسه بود که این امر حاکی از آن است که جلسات فقط در یک مسجد تشکیل نمی شد لذا این این دلیلی نمی شود که گروه فرقان دست پرورده و شاگرد موسوی خوئینی ها بوده اند.

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 12:19 |

کمیسیون نظارت بر خصوصی سازی مجلس پشت پرده واگذاری بزرگترین معدن "روی" خاورمیانه را فاش کرد


شبکه جنبش راه سبز(جرس):کمیسیون ویژه نظارت و پیگیری اجرای سیاستهای کلی اصل 44 مجلس با بررسی زوایای پیدا و پنهان واگذاری معدن انگوران، اعلام کرد که براساس گزارش سازمان بازرسی و دیوان محاسبات، معدن انگوران با ارش بیش از 1000 میلیارد تومان از سوی در سال 86 از سوی دولت نهم به مبلغ 187 میلیارد تومان به فروش رسانده است.

 

در گزارش کمیسیون ویژه مجلس که حاصل بررسی برخی از واگذاری ها در جریان خصوصی سازی شرکت ها و کارخانه ها و اموال دولتی است درباره معدن انگوران بزرگترین معدن روی در خاورمیانه آمده است:"با عنایت به اینکه مقرر گردیده بود معدن انگوران در سال 86 به فروش برسد، شرکت‌ توسعه سرب و روی انگوران «سهامی عام» تشکیل و مقرر می گردد، واگذاری معادن به این شرکت یک واحد 100 هزار تنی تولید سرب و روی در زنجان احداث گردد.پس از تصویب قانون اجرای سیاست‌های اصل 44به مجلس، مقرر می گردد که معدن انگوران در سال 87 از طریق مزایده واگذار شود که پس از حدود یک سال وزارت صنایع مزایده را اعلام و نهایتاً شرکت توسعه سرب و روی انگوران را با قیمت حدود 187 میلیارد تومان برنده مزایده اعلام می نماید."

در این گزارش تاکید شده که"پس از اعلام رسمی برنده مزایده، سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات قیمت پایه مزایده (حدود 150 میلیارد تومان) را منطقی ندانسته و اعلام می نماید ارزش واقعی معدن بسیار بیشتر از این رقم و حدود 1000 میلیارد تومان است."

در گزارش کمیسیون ویژه مجلس همچنین آمده که وزیر صنایع در پاسخ به دلایل چنین اقدامی به وعده محمود احمدی نژاد در سفر استانی به زنجان اشاره کرده است.در گزارش کمیسیون در این باره آمده است"در این رابطه جلسات متعدد کارشناسی همچنین با وزیر محترم صنایع و معادن تشکیل که وزیر صنایع و معادن تنها راه حل را واگذاری بهره برداری معدن به شرکت فوق‌الذکر دانسته و اعتقاد دارند با استناد به مصوبه دولت در سفر اول استانی فعلا بهره برداری معدن به شرکت مذکور واگذار گردد و بحث فروش را به زمان دیگری بعد از بررسی گزارش سازمان بازرسی و دیوان محاسبات موکول نماید و در حال حاضر پیگیر اخذ مجوز از دولت باشند. ضمناً اطلاعات تکمیلی از کارشناسان مربوطه کمیسیون ویژه نظارت و اجرای اصل 44 خواهد رسید. در گزارش های بعدی به این مبحث خواهد پرداخت."

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 12:19 |

شبکه جنبش راه سبز(جرس):کمیسیون ویژه نظارت و پیگیری اجرای سیاستهای کلی اصل 44 مجلس با بررسی زوایای پیدا و پنهان واگذاری معدن انگوران، اعلام کرد که براساس گزارش سازمان بازرسی و دیوان محاسبات، معدن انگوران با ارش بیش از 1000 میلیارد تومان از سوی در سال 86 از سوی دولت نهم به مبلغ 187 میلیارد تومان به فروش رسانده است.

 

در گزارش کمیسیون ویژه مجلس که حاصل بررسی برخی از واگذاری ها در جریان خصوصی سازی شرکت ها و کارخانه ها و اموال دولتی است درباره معدن انگوران بزرگترین معدن روی در خاورمیانه آمده است:"با عنایت به اینکه مقرر گردیده بود معدن انگوران در سال 86 به فروش برسد، شرکت‌ توسعه سرب و روی انگوران «سهامی عام» تشکیل و مقرر می گردد، واگذاری معادن به این شرکت یک واحد 100 هزار تنی تولید سرب و روی در زنجان احداث گردد.پس از تصویب قانون اجرای سیاست‌های اصل 44به مجلس، مقرر می گردد که معدن انگوران در سال 87 از طریق مزایده واگذار شود که پس از حدود یک سال وزارت صنایع مزایده را اعلام و نهایتاً شرکت توسعه سرب و روی انگوران را با قیمت حدود 187 میلیارد تومان برنده مزایده اعلام می نماید."

در این گزارش تاکید شده که"پس از اعلام رسمی برنده مزایده، سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات قیمت پایه مزایده (حدود 150 میلیارد تومان) را منطقی ندانسته و اعلام می نماید ارزش واقعی معدن بسیار بیشتر از این رقم و حدود 1000 میلیارد تومان است."

در گزارش کمیسیون ویژه مجلس همچنین آمده که وزیر صنایع در پاسخ به دلایل چنین اقدامی به وعده محمود احمدی نژاد در سفر استانی به زنجان اشاره کرده است.در گزارش کمیسیون در این باره آمده است"در این رابطه جلسات متعدد کارشناسی همچنین با وزیر محترم صنایع و معادن تشکیل که وزیر صنایع و معادن تنها راه حل را واگذاری بهره برداری معدن به شرکت فوق‌الذکر دانسته و اعتقاد دارند با استناد به مصوبه دولت در سفر اول استانی فعلا بهره برداری معدن به شرکت مذکور واگذار گردد و بحث فروش را به زمان دیگری بعد از بررسی گزارش سازمان بازرسی و دیوان محاسبات موکول نماید و در حال حاضر پیگیر اخذ مجوز از دولت باشند. ضمناً اطلاعات تکمیلی از کارشناسان مربوطه کمیسیون ویژه نظارت و اجرای اصل 44 خواهد رسید. در گزارش های بعدی به این مبحث خواهد پرداخت."

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 12:17 |

تابان: معاون امور بین الملل حزب موتلفه اسلامی معتقد است دولت چین حق دارد برای حفظ ثبات و امنیت با اغتشاشگران برخورد کند. 

حمیدرضا ترقی در دیدار با دبیر و هیات همراه حزب کمونیست چین در استان سی چوآن با تاکید بر اینکه روابط بین دو حزب موتلفه اسلامی و حزب کمونیست چین وارد پنجمین سال شده است گفت: در پی این پنج سال، سه هیات از طرف ایران و چهار هیات از طرف چین به ایران سفر کرده اند که این نشان دهنده علاقه دو حزب برای تقویت روابط است. 

وی گفت: عاملی که در چند ماه اخیر به ما به عنوان یک حزب در نحوه ارتباط با احزاب چین وارد شده است نحوه برخورد با مسلمانان چین است ما ضمن اینکه از ثبات و امنیت چین دفاع می کنیم و حق می دهیم که دولت چین برای حفظ ثبات و امنیت با اغتشاشگران برخورد کند اما برخورد با مسلمانان چین به گونه ای در خارج از این کشور منعکس شد که گویی در حق مسلمانان این کشور ظلم شده است و این عاملی شد برای آنکه برخی از جریانات سیاسی در داخل کشور ما که اصلاح طلب نامیده می شوند در شعارهای خود علیه ارتباطات ایران و چین موضع گیری کنند و البته ما مطمئن بودیم که این موضع گیری ها القائاتی است که از طریق آمریکا و عوامل آن صورت می گیرد.

مرجع: ایلنا

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 12:16 |

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 12:12 |
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
 ÌäÈÔ ÈÒѐ æÈáǐí ãæÌ ÓÈÒ Óæã ÇÚÊÑÇÖ Èå ÌäÇíÇÊ ÇÍãÏí äŽÇÏ æ ÍÇãíÇäÔ æ ÍãÇíÊ ÇÒ ãåäÏÓ ãæÓæí æ Âäå ˜å ÎáÇÝ æÇÞÚíÊ ÇÓÊ(ãåäÏÓ ãæÓæí:ÈÑ ÎáÇÝ ÇÚÇåÇí ÔãÇ ãä åäæÒ åã Èå ÞÇäæä Çí ÈäÏã)ÊíÑãÇå 1388  ÌäÈÔ ÈÒѐ æÈáǐí ãæÌ ÓÈÒ Óæã ÇÚÊÑÇÖ Èå ÌäÇíÇÊ ÇÍãÏí äŽÇÏ æ ÍÇãíÇäÔ æ ÍãÇíÊ ÇÒ ãåäÏÓ ãæÓæí ÊíÑãÇå 1388 تا ابد عاشق و طرفدار مير حسين موسوي مي مانم